محسن سازگارا در گفتگو با تقاطع؛ رد صلاحیت هاشمی سیگنال روشنی بود که قرار نیست چیزی در ایران عوض شود

Sazegara-Stockholm-UDI

تقاطع – عبدالرضا احمدی: «جنبشی در جهان به ثمر نرسیده است، مگر آنکه مخالفان در فراینده مبارزه برای یک هدف اتحاد کرده باشند. هرچند این هدف‌ها در هر جنبش متفاوت بوده است اما تجربه بسیاری از کشور‌ها تعیین انتخابات آزاد به عنوان هدفی مشترک بوده است که غالبا هم زمینه اتحاد را در بین مخالفان به وجود آورده است شاید مثال نزدیکش، یو.دی.اف آفریقای جنوبی باشد که موفق شد با یک مطالبه ساده حداقلی بیش از ۴۰۰ حزب و سازمان و انجمن و… را با هم متحد کند.» این‌ها بخش‌هایی از گفتگوی ما با محسن سازگارا، فعال سیاسی است که در حاشیه‌ی کنفرانس دو روزه‌ی ماه گذشته “اتحاد برای دموکراسی در ایران” (UDI) در استکهلم سوئد انجام گرفت. او سه شرط آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی مبادله‌ی اقتصادی را از شروط اصلی برای پایداری انتخابات آزاد و تحقق دموکراسی در یک کشور می‌داند.

برای اولین سوال بفرمایید انتخابات آزاد چه مقدار تضمین کننده ایجاد دموکراسی در یک کشور است؟

انتخابات آزاد و عادلانه یکی از عوامل دموکراسی است. اما مطمئنا با یک انتخابات آزاد دموکراسی به کشور نخواهد امد و حداقل سه شرط دیگر نیاز است تا به دموکراسی در هر کشور که به سمت انتخابات آزاد حرکت کرده است امیدوار بود. آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی مبادلات اقتصادی شروطی دیگر است که می‌بایست در کنار آزادی انتخاب کردن حاکمان به آن توجه کرد و برای تحقق این اهداف کوشید.

و هر زمان می‌خواهیم برای تحقق این آزادی‌ها اقدام نماییم نیاز به مقولاتی دیگر مثل رشد جامعه مدنی و فرهنگ دموکراتیک خواهیم داشت. البته جامعه‌ی استبدادزده‌ای مثل جامعه ما زمان نیاز دارد تا بتوان همه این موارد را تحقق بخشید چون طبیعتا استبداد ۲۵۰۰ ساله، به راحتی استبداد را در پایین‌ترین رفتار ما بازتولید خواهد کرد، حتی در همین زبان فارسی که آن را دوست داریم می‌توان نشان داد چه مقدار استبداد بازتولید می‌شود بنابراین تغییر رفتار‌های اجتماعی و اقتصادی با یک حوصله‌ای به وجود خواهد آمد.

با توجه به یک دست شدن کاندید‌ها چه فرصتی برای اپوزیسیون خارج از کشور ایجاد شده است؟

به نظرم مهم‌ترین نکته این است که راه‌کارهایی که ارائه می‌دهیم فاقد خط‌کشی‌های مضر مانند تقسیم خارج و داخل کشور و مسلمان و غیر مسلمان باشد. باید راهکاری را مطرح کرد که این تقسیم‌بندی‌های مصنوعی را محو کند. به نظرم انتخابات آزاد یکی از این مفاهیم است که در آن همه خودی هستند و در واقع هر کس با آن مخالفت کرد غیر خودی است.

امروز فرصت خوبی است که به اصلاح طلب‌های حکومتی نشان دهیم که گذار به دموکراسی تنها با یک مدل نیست. آن هم آن مدلی که در شوروی و به واسطه نخبه‌های حکومتی که گرایش به دموکراسی داشتند صورت گرفت. مدل‌های دیگر برای گذار کشور به دموکراسی هم وجود دارد. هم‌چنین باید به اپوزیسیون خارج کشور هم آموخت که تنها راه گذار به دموکراسی انقلاب نیست. مثلا می‌توان مانند خانم آن سان سوچی بگویید من شعارم، تغییر قانون اساسی است ولی در انتخابات شرکت کنید و یا شما می‌توانید مانند مبارزان شیلی بگویید من دیکتاتوری پینوشه را قبول ندارم اما در یک مرحله اجازه دهید پینوشه هم‌چنان فرمانده قشون بماند تا بدین‌وسیله ریاست جمهوری را از او بگیرید و یا مانند مبارزین آرژانتینی بخواهید تنها یک ژنرال از حکومت خون‌ریز آن شورای نظامی که من تا به حال در دیکتاتوری‌های معاصر همانند آن را ندیده‌ام جای خود را به ژنرال خون‌ریز دیگری بدهد تا فضا را تعدیل‌تر کنید و یا مانند جنبش لهستان که پیش از همبستگی در شرایطی مبارزه را شروع کرد که ۶۰ هزار نیرو در این کشور وجود داشت و بعد از نزدیک به یک دهه مبارزه بر میز مذاکره نشست و ائتلاف همبستگی را قانونی کرد.

متاسفانه تنها دوگانه انقلاب و اصلاح در ذهن‌های فعالان سیاسی ما شکل گرفته است و به نظرم چنین دوگانه‌ای ما را به جایی نخواهد رساند. باید این خط کشی‌ها را که نتیجه‌اش داخل‌نشین و خارج‌نشین است، پاک کرد.

سیاست خارجی ایران در سال جدید با چه تهدیداتی روبرو است؟

باید توجه داشت که اولویت کشورهای خارجی منافع ملی خودشان است و این منافع خارجی ممکن است تغییر کند. هنر ما این است که ببینیم کجا این منافع با منافع ما سازگار است تا در صورت هم‌سویی از آن بهره ببریم.

رد صلاحیت هاشمی برای خارجیان سیگنال روشنی بود که قرار نیست چیزی در ایران عوض شود و برگزیده شدن جریان اصول‌گرا به خصوص جلیلی این گزینه را بیشتر محتمل‌تر می‌کند.

بنابراین این شرایط باعث سخت‌تر شدن شرایط ایران خواهد شد که به نظرم این نگران‌کننده است. به طوریکه در سال ۲۰۱۳ تحریم و خطر جنگ جامعه جهانی را بر علیه ایران افزایش می‌دهد. آقای خامنه‌ای امروز مملکت را به لبه پرتگاه می‌برد و سوال اینجاست به راستی هدف او از این امر چیست، به فرض هم که امریکا نابود شود چه حاصلی برای مردم ایران خواهد داشت، مردم و جوانان ایران کی می‌توانند برای زندگی خود برنامه‌ریزی کند. سی و سه سال است مردم در شرایط بحرانی زندگی می‌کنند، کی می‌توانند مردم از هر فرقه فرصت زندگی بهتر داشته باشند، امروز به نظرم مخالفان باید شخص آقای خامنه‌ای و سیاست‌ها معوج او را به مردم نشان دهند.

نظرتان را بنویسید