عبدالله مومنی از ضربه قمه مهاجمان موتورسوار جان سالم به در برد+عکس

Abdollah-Momeni

تقاطع: عبدالله مومنی، فعال سیاسی که بعد از انتخابات مناقشه‌برانگیز سال 1388 نزدیک به 5 سال را در زندان سپری کرد، در مقابل منزلش توسط دو موتورسوار ناشناس مورد سوءقصد قرار گرفت و مجروح شد.

فرزند آقای مومنی در گفتگویی با وب‌سایت “کلمه” در شرح این سوءقصد نافرجام گفته که پدرش حدود ساعت 11 شب پنج‌شنبه‌شب (25 دی-15 ژانویه) برای برداشتن وسایلی به سراغ اتومبیلش که در فاصله‌ی 20 متری منزل پارک شد بود رفت که در آن‌جا «دو جوان حدودا بیست ساله به او نزدیک می‌شوند و آدرس کوچه بعدی را می‌پرسند» که او به این سوال پاسخی نمی‌دهد و به سمت منزل برمی‌گردد که «احساس می‌کند از پشت سر دنبالش هستند».

حمیدرضا مومنی ادامه‌ی ماجرا را این‌گونه توضیح می‌دهد: «پدرم به سرعت خودش را به ورودی ساختمان می‌رساند و زنگ می‌زند، من وقتی آیفون را برداشتم متوجه وضعیت غیرمعمول شدم و پدرم هم من را صدا کرد و من به سرعت به سمت در ورودی رفتم. به گفته پدرم در‌‌ همان لحظه یکی از آن دو نفر از پشت به او لگد می‌زند که به زمین می‌افتد، فرد مهاجم که به داخل ساختمان وارد شده بوده بلافاصله با قمه به قصد ضربه به سینه پدرم خم می‌شود که ایشان هم در‌‌ همان حالت افتاده به روی زمین، با پا به او می‌زند و این باعث می‌شود که شدت ضربه گرفته شده و تنها جراحت سطحی بر روی سینه پدرم ایجاد شود.»

او با بیان این‌که همه‌ی این اتفاقات «در چند لحظه» و پیش از رسیدن خانواده عبدالله مومنی و همسایه‌ها رخ داده، اضافه می‌کند که ضاربان احتمالا از بیم این‌که شناسایی شوند یا چهره‌شان در دوربین ثبت شود، صحنه را ترک کرده بودند.

وی حمله به پدرش با انگیزه دزدی را نیز بعید می‌داند و می‌گوید که مهاجمان به «کیف پول، رایانه شخصی، و گوشی تلفن همراه» پدرش که روی زمین افتاده بود، اعتنایی نکرده‌اند و تنها پس از وارد کردن ضربه به عبدالله مومنی گفته‌اند: «تمام کردی، مردی و خلاص شدی.»

به گفته‌ی فرزند عبدالله مومنی، این دو جوان ضارب «لباس‌های تیره و ریش داشته‌اند»، «چهره‌شان را نبسته بودند»، و «موتور سیکلتی هم که سوار بر آن بوده‌اند، موتور هزار بوده و موتور سیکلت معمولی نبوده است».

او با اشاره به تنظیم شکایت در نیروی انتظامی و نیز انجام معاینه و ثبت جراحت به وجود آمده در پزشکی قانونی، اضافه می‌کند که در خردادماه، یعنی سه ماه بعد از آزادی پدرش از زندان، چند فرد مسلح در مقابل ماشین وی می‌پیچند و به بهانه‌ی دزدی بودن، آن را تفتیش می‌کنند که بعد از پیگیری، مشخص شده این افراد، «علی‌رغم ادعای‌شان پلیس آگاهی نبودند».

عبدالله مومنی در جریان انتخابات ریاست جمهوری ۸۸، ریاست ستاد شهروند آزاد (حامیان مطالبه‌محور مهدی کروبی) را بر عهده داشت. او روز ۳۰ خرداد‌‌ همان سال در دفتر این ستاد بازداشت شد و بیش از ۱۰۰ روز را در سلول‌های انفرادی بندهای ۲۰۹ و ۲۴۰ وزارت اطلاعات در زندان اوین سپری کرد.

وی در تابستان ۸۹ در نامه‌‌ای سرگشاده و تکان‌دهنده خطاب به رهبر جمهوی اسلامی به شرح شکنجه‌هایی پرداخت که در زمان بازداشت تحمل کرده بود. در بخشی از این نامه آمده بود: «بازجویان پس از کتک‌کاری مفصل و تحقیر و توهین، به من گفتند به تو اثبات می‌کنیم که حرام‌زاده و ولد زنا هستی. نتیجه آن فرو کردن سر من در چاه توالت بود، آن‌چنان که کثافت‌های درون توالت به دهان و حلق من وارد و به مرحله خفگی رسیدم.»

آقای مومنی هم‌چنین در بخش دیگری از آن نامه، از تهدید بازجویان به تجاوز جنسی خود خبر داده بود: «بار‌ها به تجاوز و استعمال بطری و شیشه نوشابه و چوب تهدید می‌شدم تا جایی که فی‌المثل بازجوی وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی بیان می‌کرد که چوبی را در … استعمال می‌کنیم که صد تا نجار نتواند آن را در بیاورد.»

این فعال سیاسی در اسفندماه سال گذشته پس از پایان محکومیت 4 سال و 11 ماه حبس خود از زندان اوین آزاد شد.

نظرتان را بنویسید