عکاسی سیاسی در ایران در گفتگو با حسن سربخشیان؛ حکومت در حال تربیت عکاسان خودش است

Hasan-Sarbakhshian

مرکز مطالعات لیبرالیسم-علی‌رضا کیانی: حسن سربخشیان در سال ۱۳۴۷ در تبریز متولد شد. او فعالیت خود در زمینه عکاسی را از سال ۱۳۶۴ آغاز کرد و در دوران اصلاحات با روزنامه‌هایی چون صبح امروز، یاس نو، حیات نو و… همکاری داشت. آنچه سربخشیان را به شهرت رساند، عکس‌های مربوط به اعتراضات کوی دانشگاه تهران در سال ۱۳۷۸ بود. سربخشیان از آن زمان به مدت ۱۰ سال به عنوان عکاس خبرگزاری اسوشیتدپرس در تهران مشغول به فعالیت بود تا اینکه در سال ۸۸ و اندکی قبل از برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی در ایران ممنوع از کار شد. سربخشیان نمایشگاه‌های فردی و گروهی متعددی را در داخل و خارج ایران برگزار کرده و عکس‌های او در نشریات معتبر بین‌المللی چون نیوزویک، نیویورک‌تایمز، واشنگتن‌پست و… منتشر شده است. او هم‌چنین در جنگ‌های امریکا در عراق و افغانستان به عکاسی پرداخته است. آقای سربخشیان پس از سال ۸۸ ایران را ترک و به امریکا مهاجرت کرد. با وی که هم‌اکنون سردبیر مجله آنلاین «تابلو» است، درباره تجربه عکاسی سیاسی‌اش در ایران و نیز نوع نگاه جمهوری اسلامی به مساله عکاسی و عکس سیاسی-اجتماعی صحبت کردم.

علیرضا کیانی: شما در سال ۸۸ قبل از برگزاری انتخابات در خردادماه ممنوع از کار شدید. دلیل آن را می‌دانید؟ 

حسن سربخشیان: خب باید از کسانی که مرا ممنوع از کار کردند بپرسید! راستش من هم دقیق نمی‌دانم. وزارت اطلاعات یک نامه‌ای از وزارت ارشاد گرفته بود که من از محتوای نامه خبر نداشتم. قطعا پیشینه‌ای داشت. چون بازجو که مرا بازجویی می‌کرد، عکس‌هایی را که در سال ۷۸ و در جریان کوی دانشگاه گرفته بودم به من یادآوری می‌کرد. این دوماه قبل از انتخابات بود. مثل یک داستان ادامه‌دار. خب من عکس‌هایی گرفته بودم که آن‌ها خوش‌شان نمی‌آمد. بازجو به من گفت آن عکس‌هایی که در جریان کوی دانشگاه گرفته بودی یادمان هست و تاثیر زیادی داشتند. من گفتم این عکس‌ها مال ۱۰ سال پیش است. ولی ایشان می‌گفت این برای شما ۱۰ سال است. برای ما هم‌چنان تازه است. من حدس می‌زنم شاید آن‌ها یک پیش‌بینی‌هایی می‌کردند راجع به اینکه به احتمال زیاد بعد از انتخابات فضا شلوغ می‌شود. 

علیرضا کیانی: جالب شد. یعنی در واقع با شناخت پیشینی که نسبت به شما داشتند، می‌خواستند جلوی فعالیت شما را بگیرند چون می‌دانستند فضای بعد از انتخابات فضای متشنج و ناآرامی خواهد بود.

حسن سربخشیان: این البته نظر من است. من کارهایی در مورد یهودیان ایران هم کرده بودم که آن هم حساسیت آن‌ها را برانگیخته بود. یک پروژه‌ای که من بعد از حرف‌های احمدی‌نژاد درباره هولوکاست دنبالش را گرفته بودم که خواستم کار مستندی درباره فرهنگ و زندگی یهودیان ایرانی داشته باشم که این کار را با همکاری خانم «پروانه وحیدمنش» انجام دادم، اما نشد در ایران منتشر کنیم. من فکر می‌کنم یکی دیگر از دلایل ممنوع از کار شدن من می‌تواند آن کتاب باشد. 

علیرضا کیانی: اما بعد از آن انگار به صورت پراکنده باز کارهایی داشتید. مثلا در مصاحبه مطبوعاتی میرحسین موسوی بعد از برگزاری انتخابات حاضر بودید و عکس‌برداری می‌کردید. مگر از عکس‌برداری منع نشده بودید؟ 

حسن سربخشیان: خب آن‌ها مرا کار کردن من را ممنوع کردند ولی من هم کار خودم را می‌کردم! آن روز هم روزی نبود که شرایطش فراهم باشد و آدم نرود. آن روز مشخص بود اتفاقاتی در حال وقوع است. من با همکارانم در چهارراه “پارک‌وی” بودیم که زنگ زدند آقای موسوی می‌خواهند مصاحبه داشته باشند. من هم با اینکه ممنوع از کار بودم به آنجا رفتم البته نه با دوربین کار خودم بلکه با یک دوربین کوچک عکس می‌گرفتم. فضای متشنجی بود. 

علیرضا کیانی: عکاسان داخل کشور برای کار با رسانه‌های خارجی مستقر در ایران چقدر آزادی عمل دارند؟ 

حسن سربخشیان: بستگی به خود عکاس هم دارد. اینکه شما چه نگاهی دارید و چه انتظاری از کار خودتان دارید هم خیلی مهم است. رسانه‌های خارجی که در ایران دفتر دارند دست به عصا حرکت می‌کنند. همیشه هراس از تعطیلی دارند. همیشه سعی می‌کنند یک سری خطوط نامریی را که معلوم نیست دقیقا چیست، رعایت کنند. ولی فکر می‌کنم به هرحال برای آژانس‌های خارجی کار کردن در ایران خیلی سخت است. چون همیشه در معرض اتهام قرار داری. مخصوصا آژانس‌های آمریکایی. بالاخره برای ایران، آمریکا دشمن محسوب می‌شود. من یادم هست که روزی دخترم سحر که کوچک هم بود خیلی پکر بود. به من گفت بابا تو برای یک جای آمریکایی داری کار می‌کنی؟ گفتم بله. گفت پس این‌ها چرا هی مرگ بر آمریکا می‌گویند؟! خب آدم نمی‌داند چه بگوید. به هرحال به نوعی روی لبه تیغ راه رفتن است. باید خیلی از خطرات را بپذیری. 

این نمایش پرده‌ای نیاز به جاوااسکریپت دارد.

علیرضا کیانی: شما عکس‌های برجسته‌ای در میان کارهای‌تان هست. اما کدام عکس‌ها حساسیت بیشتری برانگیخته بود؟ 

حسن سربخشیان: من فکر می‌کنم که اتفاقات جامعه ایران آنقدر سرعت زیادی دارد و آنقدر پر حاشیه است که باید بگویم ایران در این ۳۵ سال هیچ‌وقت از صدر اخبار پایین نیامده است. منظور من این است که بر این اساس هر عکسی که می‌گرفتی مهم بود. چون از کشوری عکس می‌گرفتم که همیشه برای خبرنگاران خارجی محدودیت ایجاد می‌کند. آن‌ها خارجی‌ها را خیلی محدود راه می‌دادند. داخلی‌ها هم خطوط قرمز را رعایت می‌کردند، اما در عین حال من به شخصه خیلی رعایت نمی‌کردم! بی‌احتیاطی‌هایم زیاد بود. من فکر می‌کردم هر عکسی باید منتشر شود و این کار را هم کردم. بر این اساس ممنوع‌الورودی هم داشتم. مثلا من از طرف ارتش ایران ممنوع‌الورود شده بودم برای عکس‌برداری از رژه‌ها. یا اینکه از مجلس اخطار گرفتم. یا اینکه برای عکس‌برداری از نهاد ریاست جمهوری منع شده بودم. 

من یادم هست آقای احمدی‌نژاد یک وزیری داشت که این آقا در یک دیدار با امیر قطر، دستش تو دماغش بود! او می‌دید من دارم عکس او را می‌گیرم. بعد به جای اینکه خودش این کار را نکند، از همان‌جا به من اعتراض می‌کرد که چرا دارم از او عکس می‌گیرم؟! یا مثلا آقای احمدی‌نژاد کفش مشکی خودش را با شلوار سفیدش پاک می‌کرد! بعد وقتی عکسش را هم می‌گرفتیم معترض می‌شدند. خب آن‌ها نباید این کار را می‌کردند. 

یا نمونه دیگری که می‌توانم بگویم آقای احمدی‌نژاد در ۲۲ بهمن در میدان آزادی سخنرانی داشت. من وقتی رفتم بالا عکس بگیرم، دیدم پشت جایگاه و پشت سر آقای احمدی‌نژاد یکی ایستاده است و پرچم جمهوری اسلامی را دستش نگه داشته است. یعنی شما فکر کنید فردی یک ساعت تمام این پرچم را در دست نگاه داشته است تا وقتی دوربین صداوسیما می‌خواهد تصویر آقای احمدی‌نژاد را بگیرد، با بک‌گراند پرچم باشد. خب من اصلا عکس دیگری نگرفتم. فقط از همین صحنه عجیب عکس گرفتم و وقتی هم منتشر شد خیلی‌ها معترض شدند! اما این تقصیر من نبود. دست‌اندرکاران یک مراسم یک پرچم را نمی‌توانند روی یک پایه بگذارند آن‌وقت من مراعات چه را بکنم؟ یا عکس معروفی که من از آقای خاتمی گرفته بودم که روی عمامه‌اش یک آخوندک نشسته بود و خیلی‌ها معترض شدند که اصلا این عکس نباید منتشر شود. 

علیرضا کیانی: آیا در بیت آقای خامنه‌ای و دیدار‌ها و سخنرانی‌های ایشان اجازه حضور برای عکس‌برداری داشتید؟

حسن سربخشیان: غکس‌هایی که ما از بیت رهبری می‌خواستیم بگیریم دردسر زیادی داشت. چون هیچ امکانی به تو نمی‌دهند که عکس‌های دلخواهت را بگیری. همه چیز مانند تئا‌تر چیده شده است که شما می‌آیید به اندازه ۵ دقیقه در یک مکان خاص عکس را می‌گیری و بعد تمام. هیچ حرکت و جاگیری خاصی در آن ۵ دقیقه نمی‌توانستید داشته باشید. خیلی سخت است در چنین شرایطی عکاسی کردن. به دلیل همین مسائل است که ورود عکاس‌های دیگر را اصولا به نهاد رهبری ممنوع کرده‌اند. خود عکاس‌های بیت عکس می‌گیرند و در سایت می‌گذارند و بقیه می‌توانند عکس‌ها را از آنجا استفاده کنند. 

علیرضا کیانی: شما در یک مصاحبه با صدای آمریکا از پروژه حکومت برای تربیت عکاسان حکومتی گفتید. فکر می‌کنم این مساله مهمی است. کمی بیشتر در این‌باره می‌گویید؟ 

حسن سربخشیان: حکومت دارد عکاسان خودش را تربیت می‌کند. در وب‌سایت‌های خاص فقط یک سری عکاس‌های خاص مطلوب حکومت حضور دارند. شاید برای خودشان چیز طبیعی باشد اما در جریان آزاد اطلاع‌رسانی اصلا نباید این کار انجام بگیرد. من الان ۵ سال است در آمریکا عکس می‌گیرم. یک نفر تا الان جلوی من را نگرفته است که چه کاری دارم انجام می‌دهم. اما در ایران بار‌ها و بار‌ها توبیخ شدم. بله. حکومت با یک جریان‌سازی و با یک سیستم حساب‌شده دارد یک سری افراد را تربیت می‌کند و در یک سری خبرگزاری‌های خاص کار‌های‌شان را منتشر می‌کند.

علیرضا کیانی: مثلا چه خبرگزاری‌هایی؟ 

حسن سربخشیان: مشخص است. شما نگاه کنید کدام خبرگزاری می‌آید از جریان افراد شرکت‌کننده در تظاهرات عکس‌برداری می‌کند و بعد می‌آید در وب‌سایت منتشر می‌کند و دور یک سری افراد ماژیک می‌زند که این افراد را شناسایی کنید؟! این دیگر کار خبری نیست. این یک کار امنیتی است. بگذارید چیزی را بگویم. من در سال ۸۰ و در دومین سال‌گرد کوی دانشگاه و در طی‌‌ همان بازجویی‌ها و اخطارهای مختلف از طرف بازجوی خودمان دعوت شدم به یک ساختمانی در خیابان ویلای تهران یا‌‌ همان “استاد نجات‌اللهی”. او به من پیشنهاد کرد که ما از شما حمایت می‌کنیم و شما بروید عکس بگیرید ولی فقط یک نسخه را به ما هم بدهید. مثلا عکس‌هایی که از جریان راهپیمایی‌ها می‌گرفتیم. من هم می‌گفتم شما عکاس خودتان را دارید و من هم عکاس شما نیستم. او هم می‌گفت شما به صلاح مملکت فکر نمی‌کنید! 

منظورم این است که خیلی‌ها را مجبور می‌کردند به این سمت بروند. اما ما از لحاظ اخلاقی و وجدانی در برابر این افرادی که عکس‌شان منتشر می‌شود مسوول هستیم. مردم هم بدبین شده بودند. شاید تازه یکی دو سال است که مردم دارند نسبت به عکاس‌ها واکنش مثبت نشان می‌دهند. از سال ۸۸ به این طرف همکاران ما نگرانی‌های زیادی داشتند. چون مردم به آن‌ها اعتماد نمی‌کردند. چون عکس‌هاشان به صورت مارک‌شده و خط قرمز کشیده شده در رسانه‌ها منتشر شده بود که مثلا شناسایی شوند که این‌هایی که آمدند چه کسانی هستند. واقعا در کدام کشور این کار را می‌کنند؟

One thought on “عکاسی سیاسی در ایران در گفتگو با حسن سربخشیان؛ حکومت در حال تربیت عکاسان خودش است

  1. من یک عکاس خبری جوان و کم تجربه هستم. مصاحبه خوبی بود که البته این مسائل برای عکاسان خبری مشخص است ولی برای آگاه سازی عمومی بسیار عالی بود. همچنین الآن برای عکاسی از جلسات رییس جمهور (حسن روحانی) هم مثل گذشته در بیت رهبری فقط حدود ۵ دقیقه می توان وارد محل شد. با کلی تهدید و محدودیت از طرف تیم حفاظت.

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: