پتکین آذرمهر در گفتگو با تقاطع: اپوزیسیون می‌خواهد با کنفرانس و سخنرانی، جمهوری اسلامی را سرنگون کند

Potkin-Azarmehr

تقاطع-علی‌رضا کیانی: پتکین آذرمهر فعال رسانه‌ای و کنش‌گر سیاسی مقیم انگلستان و از منتقدان تند و تیز اپوزیسیون جمهوری اسلامی‌ است. اما انتقادات وی به هیچ روی از جنس انتقادات “اصلاح‌طلبان” یا “اعتدالیون” نیست. او در موضعی پیشروتر، از اپوزیسیون دموکراسی‌خواه جمهوری اسلامی انتقاد می‌کند که چرا سازماندهی نیروها را جدی نمی‌گیرد و یا اینکه چرا هیچ‌گاه به صورت جدی به کسب درآمد و ایجاد پایگاه اجتماعی نمی‌اندیشد. گفتگوی ما با آقای آذرمهر را در ادامه بخوانید.

علی‌رضا کیانی: ما در اینجا نمی‌خواهیم درباره سلطنت‌طلبان یا مجاهدین خلق حرف بزنیم. منظور نظر ما از اپوزیسیون در اینجا، آن گروهی است که خود را دموکراسی‌خواه یا تحول‌خواه تعریف می‌کند و شعار محوری‌اش انتخابات آزاد است. بخش مهمی از این اپوزیسیون در دو سال گذشته تشکیلاتی به اسم “اتحاد برای دموکراسی” (UDI) ایجاد کرده و در این راستا کنفرانس‌ها و همایش‌هایی را هم در پراگ و استکهلم و بروکسل ترتیب داده است. آن‌ها برانداز به معنای کلاسیکش نبودند. بلکه استراتژی‌شان این بود که جمهوری اسلامی را وادار به برگزاری انتخابات آزاد -طبق تعاریف بین‌المللی- بکنند اما در خرداد ۹۲ با رای بخش بزرگی از مردم به روحانی، انگار این همایش‌ها به جایی نرسید و با اقبال عمومی در داخل روبه‌رو نشد. آیا این تحلیل درست است؟ و چرا؟

پتکین آذرمهر: من راجع به این مساله قبلا نوشتم. اولین کنفرانس مشابه این کنفرانس‌های اخیر که من رفتم در سال ۱۹۹۶ در اشتوتگارت بود. تمام افتخار برگزارکنندگان آن همایش این بود که برای اولین بار تمامی گروه‌های اپوزیسیون زیر یک سقف گرد آمدند. من آن موقع جوان بودم و با شور و اشتیاق زیادی به این کنفرانس رفته بودم. ولی خیلی زود این شور و اشتیاقم به یأس و نومیدی تبدیل شد. فهمیدم که مهم نیست گروه‌های مختلف اپوزیسیون گرد هم جمع شوند. شما اگر ۱۰۰ تا صفر را با هم جمع بزنی باز هم حاصل جمع می‌شود صفر. ما نباید به دنبال جمع‌آوری صفر‌ها باشیم، این صفر‌ها یک عدد یک لازم دارند. از‌‌ همان اول فهمیدم این‌ها سازماندهی بلد نیستند. تنها کاری که بلد بودند این بود که مقاله بنویسند و سخنرانی کنند. آن موقع اوایل روی کار آمدن اینترنت بود. من نیز می‌خواستم به آنان بگویم که اینترنت چیست و چه استفاده‌هایی از آن در راستای مقاصد سیاسی می‌توان کرد. در آن موقع با نهضت مقاومت ملی بختیار به عنوان یک هوادار ساده کار می‌کردم.

یکی از این رده‌های بالای سازمانی، به نام داریوش مجلسی را دیدم و به من گفتند باید در این باره با وی صحبت کنی. من نیز جزوه‌ای آماده کرده بودم و به او قابلیت‌های مختلف اینترنت و مخارج و غیره را توضیح دادم. او نیز گوش کرد و دیدم چیز زیادی سرش نمی‌شود. به من گفت این‌ها را بده من بخوانم و بعدا با تو تماس خواهم گرفت. من جزوه را به وی دادم. بعد از ۲ هفته دیدم خبری ازش نشد. به او زنگ زدم و گفتم آقای مجلسی آن جزوه را خواندید؟ برگشت گفت راستش را بخواهی آن را گم کردم! همان‌جا متوجه شدم اپوزیسیون را نمی‌توان با کنفرانس و مقاله نوشتن و این‌گونه افراد درست کرد.

اپوزیسیون کارآمد باید پایگاه اجتماعی داشته باشد و پایگاه اجتماعی درست کردن کارهای دیگری را می‌طلبد. بحثی که هیچ‌وقت جدی گرفته نمی‌شود این است که اپوزیسیون باید منبع درآمد داشته باشد. بدون پول به جنگ جمهوری اسلامی نمی‌توان رفت. در آن کنفرانسی که من گفتم، یکی آمده بود راجع به ماهی قزل‌آلا صحبت کرد، یکی درباره تاریخ صفوی صحبت کرد، یکی درباره ایل خمسه و… خیلی هم برای هم کف زدند و تشویق کردند. اما کسی در این باره صحبت نکرد که منبع درآمد این تشکیلات را چگونه باید تأمین کرد؟ بعد کنفرانس هم خبری نشد. نتیجه همه‌ی این کنفرانس‌ها در این جمله خلاصه می‌شود «آمدند، نشستند، برخاستند، گفتند، دست زدند، رفتند».

اگر می‌خواهیم نیروی اپوزیسیون موثری باشیم باید پایگاه اجتماعی داشته باشیم، برای پایگاه اجتماعی داشتن، کار توده‌ای لازم است. مثلا به اخوان‌المسلمین نگاه بکنید. این‌ها مدام کار خیریه می‌کنند. کارهای عام‌المنفعه می‌کنند. برای این‌که بتوانند پایگاهی درست کنند. اگر پایگاهی وجود نداشته باشد چگونه می‌توان اهرم فشار داشت؟ چگونه می‌توان امتیاز گرفت؟ وقتی تشکیلات اپوزیسیون قدرتی نداشته باشد به چه درد می‌خورد؟ با سخنرانی و مقاله که نمی‌توان امتیاز گرفت.

علی‌رضا کیانی: ولی جمهوری اسلامی حتی فعالیت‌های خیریه و عام‌المنفعه را نیز از گروه‌های سیاسی سلب می‌کند.

پتکین آذرمهر: خُب از خارج از کشور شروع کنند. این‌جا که کسی جلوی ما را نگرفته است. می‌توانیم اینجا یک باشگاه ورزشی بسازیم؟ می‌توانیم اینجا یک چتر حمایتی بسازیم برای ایرانیانی که از کشور خارج می‌شوند و به یک کاری مشغول شوند؟ می‌توانیم اینجا یک مدرسه و آموزش‌گاه و درمان‌گاه ایجاد کنیم؟ کسی جلو ما را گرفته؟ ببینید. مشکل ما اساسی‌تر از این حرف‌ها است. مشکل ما این است که مقاله‌نویس‌ها و تحلیل‌گران در رسانه‌های ما به عنوان افراد اپوزیسیون به مردم معرفی می‌شوند، آن هم افرادی که تمام کارنامه‌ی سیاسی و تحلیلی آن‌ها پر از تکرار اشتباهات فاجعه‌آور است.

در کشورهای پیشرفته اگر سیاست‌مداری یک اشتباه بزرگی کند نه زندان می‌رود، نه اعدام می‌شود، بلکه کنار زده می‌شود و مشکل می‌تواند دوباره مطرح‌ شود. دیگر ادعای رهبری نمی‌کند. مثلا وقتی چمبرلن نخست‌وزیر انگلیس پیش از جنگ جهانی دوم از هیتلر گول خورد و پس از بازگشتش از آلمان با افتخار ادعا کرد من از هیتلر تعهد گرفته‌ام که جنگی آغاز نمی‌شود. دیگر ندیدید خبری از چمبرلن بشود. یا مثلا مایکل فوت رهبر حزب کارگر انگلیس. وقتی حزب کارگر در دوره او متحمل یکی از سنگین‌ترین شکست‌ها شده بود و کم مانده بود به رده سوم برسد، او نیز کلا کنار رفت. دیگر مایکل فوت هرگز به عنوان یک سیاستمدار مطرح‌ عنوان نشد. بلکه راه برای نیروهای جوان‌تر و تازه‌نفس‌تر باز شد. ولی به رهبران اپوزیسیون ما نگاه کنید. همین‌هایی که به کنفرانس‌ها می‌آیند. این‌ها کسانی هستند که شاید بزرگ‌ترین فجایع را بار آورده باشند. بزرگ‌ترین اشتباهات را با تحلیل‌های غلط خود مرتکب شده باشند. اما هنوز همین‌ها مطرح‌ هستند و هنوز همین‌ها به مردم مطرح‌ می‌شوند و کنار نمی‌روند.

علی‌رضا کیانی: مثلا چه کسانی؟

پتکین آذرمهر: خیلی‌ها را می‌شود نام برد، اما اگر اصرار دارید چند اسم ببرم، کسانی را که الان به ذهنم می‌اید، مثلا فرخ نگهدار. بزرگ‌ترین اشتباهات را در کارنامه سیاسی خود دارد. اما همین فرخ نگهدار یک میتینگ در لندن بگذارد، شاید مثلا ۳۰۰ نفر بروند. یا همین آقای مسعود بهنود و عطالله مهاجرانی.‌‌ همان چهره‌هایی که ۳۵ سال اشتباه کردند اما هنوز در جلوی صفوف رهبری اپوزیسیون باقی مانده‌اند، و مدام در بین مردم مطرح می‌شوند. یا مثلا ابراهیم نبوی را ببینید. چند بار این آدم موضع عوض کرده است. چند بار این آدم اشتباه کرده است.

علی‌رضا کیانی: خب ولی ابراهیم نبوی یک اکتیویست سیاسی نیست.

پتکین آذرمهر: ولی متاسفانه خیلی‌ها او را اکتیویست سیاسی می‌دانند. وقتی که رسانه‌ها به دنبال کسی هستند که به آن‌ها تحلیل سیاسی یا راهکار سیاسی ارائه دهد، به سراغ این‌جور آدم‌ها می‌آیند. نگاهی به صفحه فیسبوک او بیاندازید و ببینید که چه اندازه هوادار دارد. چه اندازه در رسانه‌ها حضور دارد. ول نمی‌کنند این‌ها. چرا اشتباهات‌شان را قبول نمی‌کنند؟ چرا به کناری نمی‌روند؟ همین‌طور مانده‌اید جلو و سد راه هستید. شده‌اند مانند حلقه‌های محافظتی رژیم. اگر بخواهید با جمهوری اسلامی مبارزه کنید اول باید با این حلقه‌های حفاظتی مبارزه کنید تا به حکومتی که در مرکز این حلقه‌های حفاظتی قرار گرفته است برسید.

علی‌رضا کیانی: خب شما مدام انتقاد می‌کنید و سلبی حرف می‌زنید. چه راه و برنامه جایگزینی دارید؟ اگر بخواهید طرح کلی از ایده‌هاتان بدهید، چگونه آن را معرفی می‌کنید؟

پتکین آذرمهر: چیزی که در ذهن من است، چیزی نیست که یک شب دو شب به عمل و ثمر برسد. من بر خلاف غالب اپوزیسیون که فکر می‌کنند باید کنفرانس تشکیل داد و با چند کنفرانس رهبری ایجاد کرد و یک نگاه از بالا به پایین دارند، معتقدم بلکه باید برعکس عمل کرد. یعنی کار ریشه‌ای و آهسته. یک نوع کارهای اجتماعی و خیریه. اصلا شاید در ابتدا در قالب فعالیت سیاسی هم جای نگیرد. کارهای هنری، فرهنگی، اجتماعی که می‌توانند تجمیع شوند و برایش پشتوانه مردمی و اجتماعی ایجاد شود. مهم اینکه مردم هم به این‌ها اعتماد کنند و این‌ها بتوانند از این‌ها استفاده کنند برای امتیازگیری. اپوزیسیون کارآمد به نظرم باید چنین کارهایی بکند. اپوزیسیون کارآمد در ضمن باید یک منبع درآمد هم داشته باشد که خودکفا شود و چهره‌های جدید که مورد اعتماد و قبول مردم هستند این تجمع را هدایت کنند.

علی‌رضا کیانی: خب در این حوزه فعالیت‌ها که معرفی می‌کنید، چه اندازه به نقش تشکیلات‌های سیاسی قائلید؟

پتکین آذرمهر: نقش تشکیلات خیلی مهم است اتفاقا. اما نکته مهم این است که تشکیلات با آدم‌های پارت‌تایم موفق نمی‌شود. تشکیلاتی موفق است که آدم‌های فول‌تایم در آن کار کنند. شما از یک آدم داوطلب نمی‌توانی درخواست زیادی داشته باشی. چون دارد داوطلبانه کار می‌کند. شما به هر نهاد موفق نگاه کنید، کدام نهاد موفق می‌شود؟ نهادی که یک بودجه درست و حسابی و مدیریت کارآمد داشته باشد. تشکیلات سیاسی هم همین‌گونه هست. اگر گردانندگان تشکل داوطلبی نباشند می‌توانید از آن‌ها این انتظار را داشته باشید که سر ساعت حاضر باشند و کار خوبی هم ارائه بدهند. برای این‌که از سیستم داوطلبی به سمت سیستم حرفه‌ای برویم باید به فکر درآمدزایی باشیم. اپوزیسیون باید به فکر درآمد باشد. من نمی‌دانم چرا بحث درآمدزایی که می‌رسد، ما خجالت می‌کشیم؟ شما یک اپوزیسیون کارآمد در دنیا به من نشان دهید که در آمد درست و حسابی نداشته باشد.

علی‌رضا کیانی: ذهنیت غالب بین اکتیویست‌های ایرانی این است که کمک از کشورهای خارجی را مذموم می‌دانند. مثلا کاری که بختیار در کمک‌گیری از صدام کرد را چطور تحلیل می‌کنید؟ آیا باید بین کمک گرفتن از کشورهای دموکراتیک با کشورهای غیردموکراتیک تفاوت قائل شد؟

پتکین آذرمهر: درباره بختیار این مساله همیشه سوال من نیز بود. پاسخی که می‌گرفتم این بود که بله بختیار این کمک را گرفت اما هیچ قول و امتیازی در قبالش نداد. این‌گونه توجیه می‌کردند. اما من با این توجیه هم آن موقع راحت نبودم. آن پول‌هایی هم که گرفته شد طوری خرج نشد که نهضت مقاومت خودکفا شود. وقتی درآمد قطع شد، کل فعالیت نهضت مقاومت هم خوابید. من مایل به کمک گرفتن از کشورهای خارجی نیستم. تجربه نشان داده است هر گروهی این کار را کرده شکست خورده است. ببینید ما به جای این همه مقاله نوشتن، برویم نصف آن وقت را کار بازرگانی بکنیم، بخشی از درآمدش را اختصاص دهیم به کار سیاسی‌ که می‌خواهیم انجام دهیم. تعداد ایرانیان متمول در خارج از کشور آن‌قدر زیاد است که واقعا نیازی به کمک گرفتن از کشورهای خارجی نیست. به نظرم از کشور دموکراتیکی مثل آمریکا هم نباید کمک گرفت. کشور‌ها در واقع دوست ندارند. منافع دارند. اگر منافع آمریکا به این تصمیم برسد که با جمهوری اسلامی سازش کند، این درآمد هم دیگر تمام می‌شود. این‌ها اگر به ما کمک می‌کنند، انتظاراتی هم بالطبع از ما دارند. همه این‌ها مسایلی را ایجاد می‌کند که باعث بی‌اعتمادی و نهایتاً شکست می‌شود. اصلا چرا سراغ این کشور‌ها برویم؟ تعداد ایرانیان متمول در خارج از کشور باورنکردنی ست. مگر ما سودان یا بنگلادش هستیم؟ این همه ایرانی موفق در خارج از کشور، در همه دنیا هست. اگر هم کمکی نمی‌کنند به دو دلیل است. یک این‌که فرهنگ کمک به تشکلات سیاسی در بین آن‌ها وجود ندارد که اینجا باید فرهنگ‌سازی شود و دوم اینکه‌‌ همان جریان اعتماد که گفتم. باید اعتمادسازی هم بشود. آن‌هایی که تا حالا کمک کرده‌اند، نتیجه‌ای ندیده‌اند. به همین دلیل باید از اهداف کوتاه‌مدت و موقتی شروع کرد تا نتیجه‌زا باشد و اعتماد آن‌ها نیز جلب شود. اپوزیسیون ما می‌خواهند یک سری کنفرانس بگذارند، سخنرانی کنند و انتظار داشته باشند فردا جمهوری اسلامی سرنگون بشود.

4 thoughts on “پتکین آذرمهر در گفتگو با تقاطع: اپوزیسیون می‌خواهد با کنفرانس و سخنرانی، جمهوری اسلامی را سرنگون کند

  1. جاسوس ام آی ۶ با پوشش روزنامه نگار و تهیه کننده گزارش برای گاردین ولی در حقیقت گزارش ها را برای ام آی ۶ تهیه می کند.

  2. میگم با توحه به کامنت اول که توسط آقا بهرام نامی نوشته شده،…
    فکر می کردم فقط منهم که زیاد فیلم جیمزباند تماشا میکنم… 🙁

نظرتان را بنویسید

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: