چه کسی را «جنگ‌طلب» می‌خوانید؟

 

نویسنده: جیمز کرچیک
ترجمه: تقاطع – مرکز مطالعات لیبرالیسم

آیا بر این باور هستید که تحریم‌های اقتصادی برای ممانعت از دستیابی دولت ایران به تسلیحات هسته‌ای ضرورت دارد؟ آیا معتقدید کشورهای دموکراتیکِ کوچکِ اروپای شرقی که در سایه‌ی روسیه‌ی متجاوز زندگی می‌کنند باید در پیوستن به یک اتحادیه نظامی دفاعی مشترک، قدرت انتخاب داشته باشند؟ آیا معتقد هستید ترویج دموکراسی و حمایت از حقوق بشر باید در راس سیاست خارجی آمریکا باشند؟

اگر چنین است، احتمالا شما «جنگ‌طلب» خوانده شده‌اید. این تعبیر، مورد علاقه‌ی راستِ انزواگرای آلت-رایت و به‌‌ همان اندازه، چپ انزواگرای موسوم به «چپ ژولیده» (Dirtbag Left) است. البته، چپ سنتی هم از این تعبیر ابایی ندارد. جیمی کار‌تر می‌گوید: «تمام جهان تقریبا به اتفاق آرا به امریکا به عنوان یک کشور جنگ‌طلب درجه یک نگاه می‌کند.» کار‌تر همچنین از این عنوان برای توصیف سناتور جان مک‌کین، یعنی مردی که بیش از هر کسی از هزینه‌های جنگ اطلاع دارد، استفاده کرده است.

«جنگ‌طلب» به عنوان تعبیری برای بهره‌برداری سیاسی، اغلب برای حمله به افرادی مورد استفاده قرار می‌گیرد که مدام توصیه‌هایی برای اعمال تدابیر کاملا غیر جنگی مانند تحریم‌های فوق‌الذکر ایران، گسترش ناتو یا ترویج حقوق بشر ارائه می‌کنند. «جنگ‌طلب» به قاموس پروپاگاندای سیاسی تعلق دارد و مانند همه انواع پروپاگاندا، هدف آن، نه روشنگری بلکه محکوم کردن است -و این، کلید درک خاستگاه سخیف قرن بیستمی آن به عنوان یک عبارت تحقیرآمیزِ مورد علاقه فاشیست‌ها و کمونیست‌ها است که در برخی دوره‌ها با یکدیگر هم‌صدا می‌شوند.

در سالهای قبل از ورود امریکا به جنگ جهانی دوم، انزواگرایان، مکررا رییس‌جمهور فرانکلین دلانو روزولت را به خاطر حمایتش از تسلیح بریتانیا در برابر تهدید فزاینده نازی‌ها، به «جنگ‌طلبی» متهم می‌کردند. به باور کشیشِ بدنام، پدر چارلز کافلین، فرانکلین روزولت «سرکرده جنگ‌طلبان جهان» و «جنگ‌طلب مزدور یهودیان» بود.

منتقدان روزولت، خواه آگاهانه خواه ناآگاهانه، تداعی‌کننده پروپاگاندای نازی بودند. روزنامه “فولکیشر بئوباختر” (Völkische Beobachter)، ارگان رسمی حزب ناسیونال‌سوسیالیست کارگران آلمان در تابستان سال ۱۹۴۱ اعلام کرد: «روزولت، ابزار اصلی فراماسونری یهودی بوده اسناد حساس، ارتباط این جنگ‌طلب با “محفل بین‌المللی” را افشا می‌کند.» در‌‌ همان سال، در آنچه که به عنوان «جلسات استماع جنگ‌طلبان» نام‌گذاری شد، یک گروه دوحزبی از سناتورهای انزواگرا، تحقیقاتی را درباره این ادعا که هالیوود پیام طرفداری از جنگ می‌دهد، آغاز کرد که پیش‌درآمدی برای پیدایش «کمیته اقدامات غیرامریکایی مجلس نمایندگان» بود که در دهه بعد، رخنه کمونیست‌ها را هدف قرار می‌داد.

به مدت دو سال که آلمان نازی، متحد اتحاد جماهیر شوروی بود، کمونیست‌های امریکایی در محکوم کردن روزولت به عنوان «جنگ‌طلب» به صف انزواگرایان دست راستی ملحق شدند و تنها زمانی که هیتلر رودرروی استالین قرار گرفت از این صف خارج شدند.

اما پس از آنکه جنگ علیه فاشیسم پایان یافت و جنگ سرد آغاز شد، تعبیر «جنگ‌طلب» بار دیگر تبدیل به یک رکن پروپاگاندای کمونیستی شد. زمانی که وینستون چرچیل، نخست‌وزیر بریتانیا، سخنرانی معروف «پرده آهنین» خود را در فولتون میزوری ایراد کرد، استالین، متحد جنگی پیشین خود را «جنگ‌طلب» خواند و انتشار این سخنرانی در اتحاد جماهیر شوروی را ممنوع اعلام کرد. در سال ۱۹۵۰، در همان زمان که شوروی در حال اشغال اروپای شرقی بود، اداره اطلاعات حزب کمونیست، سندی را تحت عنوان «دفاع از صلح و مبارزه علیه جنگ‌طلبی» منتشر کرد.

شوروی‌ و هوادارانش در غرب، از چرچیل گرفته (که در سخنرانی سال ۱۹۴۶ در «مدیسون اسکوئر گاردن» مورد اعتراض اعضای شورای ملی دوستی امریکا و شوروی قرار گرفت) تا هنری والاس، نامزد ریاست جمهوری پیشین حزب پیشرو که بعد‌ها اذعان کرد قربانی خودکامگی شوروی بوده، به همه، لقب «جنگ‌طلب» دادند. مسکو و هم‌پیالگانش، همانند تعبیر «فاشیست»، از عبارت «جنگ‌طلب» اساسا برای توصیف هر شخصی که کمترین رویکرد انتقادی از نظام شوروی و سیاست خارجی آن را داشت استفاده می‌کردند.

استفاده از عبارت «جنگ‌طلب»، پس از حملات ۱۱ سپتامبر و واکنشی که از سوی دموکراسی‌های غربی به این حملات داده شد، جان دوباره‌ای گرفت. امروزه، عملا هر اقدامی که برای مقابله با گروه‌های تروریستی، حکومت‌های سرکش یا رژیم‌های اقتدارگرا اتخاذ شود، مرتبا توسط مجموعه‌ای از لحاظ ایدئولوژیکی متنوع از کار‌شناسان و بازیگران سیاسی، تحت عنوان «جنگ‌طلبی»، مورد هجمه قرار می‌گیرد.

در طول کارزار انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶، طرفداران دانلد ترامپ مدام به هیلاری کلینتون به خاطر حمایت او از ایجاد یک منطقه پروازممنوع در سوریه با هدف دفاع از غیرنظامیان بی‌گناه در مقابل بمب‌های بشکه‌ای بشار اسد، به عنوان «جنگ‌طلب» حمله کردند. در جناح چپ، وزیر خارجه پیشین آلمان، تابستان گذشته، تمرینات ناتو را به عنوان اقدامی «جنگ‌طلبانه» و «شاخ و شانه‌کشی» با هدف تحریک روسیه مورد انتقاد قرار داد.

در هر دو مورد و مطابق با پیشینه سخیف این اصطلاح، رفتار متجاوز واقعی به آسانی نادیده گرفته شد. در حقیقت، چه توسط کمونیست‌ها، فاشیست‌ها، گروه دست راستی آلت-رایت به کار برود و چه توسط چپ‌های انزواگرا، آنچه در مورد عبارت «جنگ‌طلب» صدق می‌کند، به‌کارگیری صِرف آن علیه اقدامات دموکراسی‌های لیبرال است. کسانی که اغلب از «جنگ‌طلبی» شکایت می‌کنند، آشکارا در مورد رفتار رژیم‌ها و جنبش‌های ضد غربی، از روسیه گرفته (جنگ‌طلبی در شرق اوکراین) تا ایران (جنگ‌افروزی در سوریه)، حماس (جنگ‌طلبی علیه اسرائیل) و یا ونزوئلا (جنگ‌افروزی علیه مردم خود) سکوت پیشه می‌کنند.

بنابراین، «جنگ‌طلب» خواندن افراد، یک شکل سیاسی از پدیده‌ روان‌شناختی «فرافکنی» است؛ که به موجب آن یک شخص رفتار‌ها و انگیزه‌های شریرانه خود را به دیگران نسبت می‌دهد. کسانی که از عبارت «جنگ‌طلب» بر ضد دیگران استفاده می‌کنند و این عبارت را به هر کسی که از پاسخ قدرتمند به تروریسم و دیکتاتوری دفاع می‌کند نسبت می‌دهند، ادامه‌دهنده وفادار سنت فاشیست‌ها و کمونیست‌ها هستند.


  • “جیمز کِرچیک” پژوهشگر مهمان در موسسه بروکینگز و نویسنده کتاب «پایان اروپا: دیکتاتور‌ها، عوام‌فریب‌ها و آمدن عصر تاریکی» است. نسخه انگلیسی این یادداشت، در روزنامه لس‌آنجلس‌‌تایمز منتشر شده است.

نظرتان را بنویسید