دیوان‌سالاری دینی و فساد

یادداشتی از یک زندانی سیاسی در ایران (امضا محفوظ)

همه‌ی ما شاهد مراسم مذهبی حکومتی، خصوصا آنهایی که در حضور خامنه‌ای برگزار می‌شوند بوده‌ایم. در این مراسم، تماشاگرانی را هم می‌بینیم که با شور و هیجان خاصی در حال تماشای مراسم هستند. این شیفتگانِ مسحور در مراسم مذهبی مثال خوبی هستند از جامعه‌ای که دیوان‌سالاری دینی به دنبال محقق کردن آن است. حفظ دین مردم از مهم‌ترین دل‌نگرانی‌ها و اولویت‌های جمهوری اسلامی است که آن را برابر با مهم‌ترین مسائل یعنی تامین آخرت مردم می‌داند. اما در پسِ مفهومِ حفظِ دین، اهداف دیگری نیز مستتر هستند. دیوان‌سالاری دینی یک سازماندهی سراسری است که حکومت از طریق آن، ضمن تدوین آرای دینی خود، القائات هدفمندی را به مردم عرضه می‌کند.
دیوان‌سالاری دینی در جمهوری اسلامی، مجموعه‌ای گسترده از دستگاه‌های مختلف است که از مجاری مختلف سعی دارد تا بر مردم تاثیر بگذارد. این راه‌های ارتباطی عبارتند از:
  • صداوسیما که در هیبت یک نهاد عریض و طویل تبلیغاتی فعال است؛
  • تجمعات مختلف که در مناسبت‌های مذهبی از سوی حکومت سازماندهی می‌شوند؛
  • دروس دینی که در مدارس و دانشگاه‌ها تدریس می‌شود؛
  • حوزه‌های علمیه، و سازمان‌های متعدد از قبیل سازمان تبلیغات اسلامی، ستاد اقامه نماز، و ستاد امر به معروف و نهی از منکر؛
  • و جراید و روزنامه‌ها و غیره.
بوروکراتیزه کردن دین، آن‌هم نسخه‌ای از دین که سرشار از معیارهای ارزشی غیر دنیوی است، کارکردهای مهمی دارد از جمله:
  • مشروعیت‌زایی برای حکومت
  • معرفی کردن حکومت به عنوان حافظ دین مردم
  • استحمار توده‌های مردم و لگام زدن به آنها در راستای منافع حکومت
  • شکل دادن و جهت‌دهی به ذهنیت عمومی در مسائلی چون تقبیح و مشروعیت‌زدایی از مواضع دولت‌های غربی در قبال ایران
  • مشروعیت‌بخشی به سیاست خارجه ایران
  • و کمک به امنیتی کردن فضای کشور
یکی از مهم‌ترین کارکردهای دیوان‌سالاری دینی، تحریف توجه جامعه از تنگناهای بی‌شمار زندگی و معطوف کردن آن به سوی رستگاری آن‌جهانی است؛ به عبارتی در پی افسون کردن جامعه با پررنگ جلوه دادن توجه به معنویات و تحریف افکار از مسائل و تنگناهای اصلی است. پافشاری بر وعده‌ی درست کردن آخرت مردم توسط جمهوری اسلامی -یعنی حل مشکل فناپذیری بشر که همان مرگ باشد و وعده رستگاری ابدی در صورت فرمان‌برداری و اطاعت محض و همراهی و پشتیبانی از حکومت دینی- کوششی است جهت مسخ مردم که نه تنها آنها را نسبت به مسائل ملی که در زمره مسائل دنیوی است بی‌تفاوت می‌کند بلکه نگاه‌ها را هم از دیگر مسائل این‌جهانی نظیر فساد گسترده و غارت و چپاول دارایی‌های عمومی تحریف می‌کند.
دیوان‌سالاری دینی از طریق افسون کردن جامعه با دین، و جهت‌دهی اذهان با معیارهای ارزشی و آخرتی، و به عبارت دیگر آن‌جهانی کردن ذهنیت مردم، باعث می‌شود منافع عمومی افراد در چشم همگان کم‌رنگ شود و بی‌اهمیت جلوه کند. وقتی منافع عمومی از دغدغه فکری افراد خارج شد و همه دل‌مشغول آخرت خود شدند، اولویت رسیدگی به مسائل دیگر از جمله فساد، رانت و غیره در حاشیه قرار می‌گیرد.
مطابق القائاتی که از طریق دیوان‌سالاری دینی به مردم عرضه می‌شود، هرگونه اقدام در جهت تضعیف اعتقادات مردم جزو بزرگ‌ترین گناهان و خیانت‌ها به مردم به شمار می‌آید و حفظ دین و تقویت اعتقادات از مهم‌ترین وظایف هر شخص دانسته می‌شود. به عبارت ساده‌تر، یکی از کارکردهای دیوان‌سالاری دینی، تلقین این نکته به مردم است که هر چند حکومت در کشور فاجعه آفریده و فساد، مانند خوره در حال نابودی ثروت‌های عمومی است، ولی آنچه که اهمیت حیاتی دارد توجه به آخرت و تقویت اعتقادات دینی است.

نظرتان را بنویسید