تفرقه‌افکنی بین مخالفان در دستور کار حکومت و اصلاح‌طلبان

یادداشتی از یک زندانی سیاسی در ایران (امضا محفوظ)

سیر تحولات اجتماعی ایران سرعت روزافزونی به خود گرفته است. در واقع، سرعت این تحولات از بعد از جنبش سال ۱۳۸۸ و در پیِ آن در نیمه نخست دهه ۹۰ و به دنبال گسترش شبکه‌های اجتماعی بالا گرفت. نفوذ اینترنت تا لایه‌های زیرین جامعه باعث شده تا حتی آنهایی که در عمرشان یک بار هم کاربر کامپیوتر نبوده‌اند، امروز از طریق گوشی‌های خود، کاربر اینترنت شوند. چنین پدیده‌ای طبیعتا باید باعث دگرگونی فرهنگی و فکری جامعه می‌شد و آثار آن، دیر یا زود باید در سپهر اجتماعی ایران خودش را نشان می‌داد.

خیزش عمومی مردم در دی‌ماه ۱۳۹۶ جریان‌های اصلاح‌طلب را که همواره خود را اپوزیسیون مشروع و مردمی جلوه می‌دادند با چالشی دشوار روبه‌رو کرد که به نظر نگارنده این رخداد، کمک بسیار زیادی به حرکت در مسیر صحیح تحولات اجتماعی ایران در آینده خواهد کرد. جریان‌های اصلاح‌طلب و تئوریسین‌های برج-عاج‌نشین آنها، در مواجهه با این خیزش غافلگیر شده و ناتوان از توضیح ابعاد آن، نتوانستند چگونه با این پدیده برخورد کنند. بسیاری از آنها سکوت کردند و یا سعی کردند با تخطئه و فرافکنی، نهایتا به تئوری توطئه پناه ببرند و جنبش اعتراضی ۹۶ را حاصل توطئه امریکا و انگلیس و اسراییل و… نشان دهند. برخی از آنها هم سعی کردند با فراخواندن معترضان به قانون‌مداری، از آنان بخواهند مطالبات خود را از راه قانونی پیگیری کنند؛ غافل از اینکه مردم و معترضان، دیگر قوانین جمهوری اسلامی و حتی قانون اساسی آن را به رسمیت نمی‌شناسند و خواهان تغییراتی بنیادین و ریشه‌ای در صحنه سیاسی کشور هستند.

این جنبش، ثابت کرد که جریان اصلاح‌طلب که خود را اپوزیسیون می‌دانست چقدر با مردم فاصله دارد و تئوریسین‌های آن، تا چه اندازه نسبت به واقعیات ناآگاه هستند و از تحولات اجتماعی ایران عقب افتاده‌اند. عدم همراهی این جریان با مردم و تقابل آن با جنبش ۹۶ را باید به عنوان خیانتی وقیحانه در کارنامه جریان اصلاح‌طلبی ثبت کرد. آنچه در آینده با آن مواجه خواهیم بود، تلاش این جریان در جهت مهار و به کنترل در آوردن جنبش‌هایی از این قبیل، تحت عنوان پیگیری مطالبات از طریق قانونی است که این کار به مثابه خیانت به مردم و خواسته‌های آنهاست.

نکته دیگر که باید مورد توجه معترضان قرار گیرد، سعی حکومت و رسانه‌های آن برای ایجاد افتراق در بین مردم و قرار دادن آنها در مقابل یکدیگر است؛ کاری که جمهوری اسلامی تجربه‌ای بس دیرپا در آن دارد. در این راستا، تلاش برای یافتن اشتباهات و برجسته‌کردن آن و برانگیختن احساسات مردم با علم به اینکه نیروی احساسات همواره قوی‌تر از عقل است، به این هدف حکومت یاری خواهد رساند.

در چنین شرایطی برای پیشبرد جنبش، توجه به چند نکته ضروری است که مهم‌ترین آن، در نظر داشتن فریب‌کاری و شعبده‌بازی‌های سیاسی حکومت، خصوصا جریان اصلاح‌طلب و در راس آن، حسن روحانی است. ارقام و نمایه‌های اقتصادی در دوره روحانی نشان می‌دهد که بنا نیست تغییری در روند اوضاع و رویکرد حکومت رخ دهد. اقدامات دولت از جمله برجام، فقط با انگیزه تضمین منافع حکومت و دست یافتن به پول نفت با هدف بقا و تمدید عمر حکومت ولایت فقیه صورت می‌گیرد. لذا پایداری و ایستادگی مردم، و اصرار بر تحقق مطالبات ریشه‌ای و بنیادین، تنها راه حل برون‌رفت از تنگناهای متعدد اقتصادی، اجتماعی، و سیاسی است. بدین‌منظور، مبارزات باید هدفمندتر شود تا با ایجاد انسجام و متشکل‌تر شدن معترضان، بتوان هزینه‌های گزافی را برای حکومت رقم زد.

نظرتان را بنویسید