چهار دهه دروغ

یادداشتی از یک زندانی سیاسی در ایران (امضا محفوظ)

وجه متمایز و برجسته جمهوری اسلامی، قدرت سردمداران آن، لفاظی‌های ناتمام و بی‌پایان، و قدرت باز با کلمات در جهت انحراف افکار عمومی و به دست گرفتن هدایت آن است. روحانیت شیعه از حداقل دو قرن پیش با تحکیم پایه‌ها و روابط خود با لایه‌های زیرین جامعه، توانست برای خود پایگاه قدرتی ایجاد کند که همواره متکی به برانگیختن احساسات مذهبی و آمیخته با خرافات در بین مردم در جهت پیشبرد منافع صنفی‌اش بوده است. پس از به قدرت رسیدن طبقه روحانیت در بهمن ۵۷ و کنار زدن رقیبان، تمامی امکانات یک کشور ثروتمند از جمله نفت و دیگر منابع طبیعی در اختیار این قشر قرار گرفت تا آن را در جهت تحکیم ارکان قدرت خود به کار گیرد. روحانیت شیعه که در طول تاریخ، طبقه‌ای غیرمولد بوده و در طول قرون به روش طفیلی‌گری از مردم تغذیه می‌کرده، با دستیابی به منابع بی‌کران نفتی، در موقعیت استثنایی برای به‌کارگیری ثروت‌های لایزال کشور در جهت منافع صنفی و افزایش هژمونی خود در داخل و بسط آن در خارج قرار گرفت؛ موقعیتی که می‌توانست آرزوی دیرینه این طبقه، یعنی تشکیل جامعه‌ای یکنواخت و یک‌شکل با نفی تکثر آرا و دگراندیشی را زیر پرچم ولایت فقیه محقق کند. نفی دگراندیشی، محتاج استفاده از کوله‌بار غنی روحانیت در برانگیختن احساسات و استفاده از نیروی قدرتمند آن در تقابل با عقلانیت و عقل‌گرایی بود. دایره و طیف وسیع عوام‌فریبی‌های حکومت روحانیت شیعه، از برانگیختن احساسات مذهبی تا تدلیس مخاطب با استفاده از آمار و ارقام ساختگی و کاذب اقتصادی نظیر نرخ بیکاری و… را در بر می‌گیرد.

در چهار دهه گذشته، تمامی سردمداران این حکومت در ادوار مختلف، همواره مهارت ویژه‌ای برای ایجاد اغتشاش ذهنی با استفاده از اظهارات مغالطه‌‌آمیز داشته‌اند که حسن روحانی هم از این قاعده مستثنی نبوده است. در پسِ لفاظی‌های او -که بعضی از ساده‌انگاران را مجذوب خود کرده است- تا به امروز تغییری در رویه حکومت دیده نمی‌شود. تمام توفیق او، همان برجام کذایی است که تا کنون دستاورد محسوسی برای میلیون‌ها جوان بیکار نداشته است. درواقع، تنها دلیل تحقق برجام، نیاز مبرم حکومت به دلارهای نفتی برای تامین مخارج گزاف حاکمیتی خود بوده است.

نگاهی دقیق‌تر به مخارج نشان می‌دهد که بودجه گزاف دیوان‌سالاری دینی از سال ۱۳۹۲ تا کنون، نزدیک به دو برابر شده است. بودجه‌ی نهادهایی چون “جامعه‌ المصطفی” که هدف آن، جذب طلبه‌های خارجی و صادرات انقلاب اسلامی به خارج است نیز دو برابر شده است. این در حالی است که از سال ۱۳۹۲ تا کنون، بیش از ۴ میلیون تحصیل‌کرده دانشگاهی به خیل بیکاران اضافه شده‌اند.

تا کنون، زندگی چند نسل از ایرانیان به خاطر ندانم‌کاری‌های این حکومت تباه شده است. تداوم زمام‌داری جمهوری اسلامی بدون شک، خسران بیشتری برای کشور و زندگی جوانان آن به دنبال خواهد داشت. نسلی که به بلوغ فکری رسیده باشد و بتواند علی‌رغم فضاسازی‌های سیاسی، بینش صحیح و مستقلی برای خود داشته باشد، نباید به‌هیچ‌وجه در دام تبلیغات حکومتی بیفتد؛ چرا که فردا دیگر فرصتی برای درمان زخم‌های کشور باقی نخواهد ماند.

نظرتان را بنویسید