آشفته، آشفته‌تر، آشفته‌ترین | حمید بابایی

حمید بابایی*

Hamid-Babaei-Finance-Student-imprisoned

مناظره‌های نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ یک نکته را به ذهن متبادر می‌کند و آن نداشتن راهکار و روش برای غلبه بر مشکلات موجود است. مقدم بر داشتن راهکار برای حل تنگناها، اطلاع از علل پیدایش تنگناها و کاستی‌ها است. آگاهی از علل پیدایش این همه نابسامانی و مشکلات، خود نیمی از حل مسأله است.

در خلال صحبت‌های این نامزدها این‌گونه استنباط می‌شود که هیچ‌یک دارای یک پارادیم ذهنی معقول نیستند که بتوانند به کمک آن به تجزیه و تحلیل بپردازند و علل مسائل و مشکلاتی را که گریبان‌گیر کشور است، بیان کنند. علاوه بر این، سوالاتی هم که از نامزدها پرسیده می‌شود در-بر-دارنده‌ی همین سردرگمی است.

سوالاتی مانند راهکار هر نامزد برای حل مشکل حاشینه‌نشینی، مشکل مسکن، ازدواج جوانان و… تداعی‌کننده‌ی همان تلقی «دولت به مثابه پدر مهربان ملت» است که باید حلال همه مصائب و مشکلات کشور باشد. اینکه “چرا اصلا حاشیه‌نشینی به وجود آمد”، “چرا وضعیت ازدواج و طلاق جوانان به وضعیت کنونی نائل آمده”، “چرا منابع کشور به سمت مصارف غیر معقول می‌رود” و… مورد بحث و جدل قرار نمی‌گیرد و گویا خود نامزدها هم بدون داشتن سررشته ای در این باره، به دولت به سان قیمی می‌نگرند که باید برطرف‌کننده همه‌ی این مشکلات باشد. کسی نمی‌گوید که علت این همه نابسامانی ناشی از دخالت‌های نابه‌جا و بی-حد-و-مرز دولت در تمامی امور کشور و مردم است. دولت نباید و نمی‌تواند یگانه منشاء تغییر و تحول زندگی افراد و جامعه باشد. این نتیجه‌ای است که قرن‌ها متفکران مختلف بر آن صحه گذاشته‌اند.

جای نهادهای غیردولتی و مستقل که بتوانند در شکوفایی جامعه نقش‌آفرینی کنند همواره خالی بوده است. در مناظره‌های این نامزدها هیچ صحبتی از مجال دادن به جامعه مدنی برای عرض اندام به میان نمی‌آید؛ نامزدی نمی‌گوید و نمی‌داند از کجا باید شروع کند. این آشفتگی فکری در ۳۸ سال گذشته به طور پیوسته و مستمر در بین دولت‌مردان وجود داشته است. رد پای این نابسامانی را در قانون اساسی هم به وضوح می‌توان دید. قانونی که آمیزه‌ای است از همه چیز. قانونی مشتمل بر سلسله‌ای از اصول با مبانی ایدئولوژیک ضد و نقیض. آمیخته‌ای از سوسیالیسم و مبانی دینی و سرمایه‌داری و… که به جای اینکه مشکل‌گشا باشد منشاء منازعات و مناقشات شده است.

بسیاری از موضوعات و مباحث مهم و ضروری در سرفصل گفته‌های نامزدها به چشم نمی‌خورد. مجال دادن به نهادهای غیر حکومتی در عرصه‌های اجتماعی، فرهنگی و… و زمینه‌سازی برای رشد و بالندگی آنها به کلی به فراموشی سپرده شده است. گویی نمی‌دانند هر جا که دولت قصد دخالت و بهبود اوضاع را داشته باشد چه در مسائل اجتماعی، چه اقتصادی و… در نهایت حاصلی جز نابسامانی نداشته است. نامزدها از هر دری حرف می‌زنند جز نگاه علمی و جهان‌شمول به مسائل و تنگناها. شاید البته خط قرمز حکومت، تبلور هرگونه نیروی برون‌حکومتی و نه لزوما مخالف است. گویی این قصه تمامی ندارد و هر بار که انتخابات می‌شود باید شاهد تکرار مکررات و رقابت چند نفر در به دست گرفتن احساسات مردم باشیم. فارغ از آنالیز علمی مسائل، هر کس که بتواند احساسات مردم و هیجانات آنها را با خود همراه کند برنده رقابت است.


* حمید بابایی، پژوهشگر و دانشجوی مقطع دکترای فایننس در دانشگاه لی‌یژ بلژیک است. او در مردادماه ۱۳۹۲ در سفری به ایران بازداشت شد و در حال حاضر چهارمین سال از محکومیت شش سال حبس خود را در زندان رجایی‌شهر کرج سپری می‌کند.

بیشتر بخوانید:

۱ Response

  1. باربری گفت:

    کی راهکار داشتن که این بار دومشون باشه

نظرتان را بنویسید