نگاه به مسائل ایران از چهار پنجره: اسراییل‌ستیزی، احیای امپراتوری، حقوق بشر، و امریکاستیزی

مجید محمدی

در مباحث و موضوعات مربوط به ایران از نگاه ایرانیان داخل و خارج از کشور زاویه‌های دید مشخصی به چشم می‌خورد. این زاویه‌های دید، هم در تحلیل مسائل سیاست خارجی و داخلی و هم در فهم و تبیین و توضیح امور اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی ایران به چشم می‌آیند. ممکن است افراد در دوره‌هایی از یک زاویه دید به زاویه دیگر انتقال یابند یا میان آنها نوسان کنند اما این زاویه‌های دید از خود پایداری نشان داده‌اند و می‌دهند. می‌توان این چهار زاویه‌ی دید را به نوعی گفتمان در نگاه به روندها و مشکلات و بحران‌های جامعه‌ی ایران نیز تعبیر کرد.

از پنجره‌ی دشمنی با اسراییل

از این زاویه‌ی دید، هر آنچه مقامات اسراییلی درباره‌ی جمهوری اسلامی بگویند، باید وارونه کرد و آن را به مخاطب فروخت. همچنین سیاست داخلی و خارجی را باید بر اساس دشمنی با اسراییل تنظیم کرد. “ضدنتانیاهوبودن در سال‌های اخیر به یک الگوی رفتاری و گفتمانی تبدیل شده است. در این پنجره‌ی دید دشمنی با اسراییل آن‌قدر شدید است که چشمان را بر زشتی رفتارهای جمهوری اسلامی و متحدانش مثل اسد می‌بندد و حتی این رفتارها با رفتار اسراییل مقایسه نمی‌شود. رسانه‌های جمهوری اسلامی اسراییل را متهم به کودک‌کشی می‌کنند اما کودک‌کشی اسد را در مقیاس ده‌ها هزاری نادیده می‌گیرند. رژیم اسد در کشتن زنان و کودکان و مسلمانان در سال‌های اخیر، نمره‌ی اول را دریافت می‌کند و بعد از آن داعش قرار می‌گیرد و نه اسراییل.

این نگاه در میان برخی مخالفان و منتقدان جمهوری اسلامی به همان اندازه پررنگ است که در میان مقامات این رژیم. برخی از روشنفکران مذهبی و غیر مذهبی ایرانی در عرصه‌ی عمومی این زاویه دید را در خارج از ایران نمایندگی می‌کنند.

از پنجره‌ی امپراتوری ایران

برای این گروه، قدرتمندی و احیای امپراتوری ایران اهمیت دارد و مهم نیست این قدرت چگونه کسب شود؛ در چه مسیری مورد استفاده قرار گیرد و چه کسانی در ایران آن را حمل کنند. از همین نگاه است که محمود دولت‌آبادی وجود فرمانده‌ی “سپاه قدس” قاسم سلیمانی را که در سوریه شریک جرم قصاب سوریان است برای کشور لازم می‌شمرد. در خارج کشور نیز افرادی از سلیمانی تمجید و ستایش کرده‌اند. البته برخی از کسانی که از این زاویه به ایران و مسائل آن نگاه می‌کنند، به شما خواهند گفت که منافع ملی ایران اولویت اول آنها است اما در چارچوب این‌گونه نگاه به منافع ملی، جایی برای دمکراسی و حقوق بشر و توسعه وجود ندارد. عرب‌ستیزی، ترک‌ستیزی، غرب‌ستیزی و تحقیر بیگانگان، در غیاب عناصر مثبت غرور ملی مثل پیشرفت علمی و فنی یا تاثیرگذاری فرهنگی، به عناصر مهم این زاویه‌ی دید تبدیل شده‌اند.

برخی دیگر از کسانی که این زاویه‌ی دید را دارند خود را دارای دغدغه‌ی امنیت کشور معرفی می‌کنند و از این جهت مداخله‌ی نظامی و فعالیت‌های تروریستی جمهوری اسلامی برای آنها جنبه‌ی مثبت دارد. آنها نه تنها با آتش‌افروزی جمهوری اسلامی در منطقه مشکلی ندارند بلکه برای کشتار اعراب اظهار شادمانی نیز می‌کنند. این‌ها هرگز از حزب‌الله و حماس هر چه کنندانتقاد نمی‌کنند.

از پنجره‌ی حقوق بشر

فعالان حقوق بشر به همه‌ی مسائل ایران از این پنجره نگاه می‌کنند. آنها بر این باورند که اگر حقوق شهروندان ایرانی بر اساس منشور حقوق بشر سازمان ملل استیفا شود از رنج شهروندان ایران کاسته می‌شود؛ تنش و خشونت کاهش می‌یابد؛ و امنیت جامعه تامین می‌شود. حقوق بشر از نگاه این گروه یک مجموعه دستورات و مقررات نمایشی و لوکس نیست بلکه راه حل امنیت و توسعه و صلح است. البته تعداد فعالان حقوق بشر بسیار محدود است چون کسانی که از پنجره‌های دیگر به مسائل ایران می‌نگرند اما برای کسب مشروعیت و محبوبیت در افکار عمومی خود را فعال حقوق بشر می‌نامند کم نیست.

از پنجره‌ی امریکاستیزی

بخش قابل توجهی از اسلام‌گرایان و چپ‌ها همه‌ی مسائل ایران را از پنجره‌ی ضدیت با ایالات متحده نگاه می‌کنند. اینها همه‌ی مشکلات جامعه‌ی ایران را به نظام سرمایه‌داری و دولت‌های غربی بالاخص ایالات متحده نسبت می‌دهند و راه‌حل را نیز روش‌ها و سیاست‌هایی می‌دانند که غربی نباشند یا علیه غرب و منافع دولت‌ها و ملت‌های غربی باشند. در حالی که سیل سلاح از سوی چین و روسیه و کره شمالی به سوی ایران و از ایران به سوی سوریه و حزب‌الله لبنان روان است آنها فروش سلاح از سوی غربیان به کشورهای دیکتاتوری منطقه را محکوم می‌کنند. در حالی که روسیه و چین شهروندان خود را از هر جهت سرکوب می‌کنند آنها تنها به نقد ایالات متحده می‌پردازند.

امریکاستیزی غیر از پوشش ناکارایی و ناشایستگی، نقش به فراموشی سپردن تبعیض، اتلاف، فساد و تاراج و حیف و میل را در ایران (همانند روسیه و ونزوئلا و دیگر کشورهای محور اقتدارگرایی) بازی می‌کند. کسانی که از پنجره‌ی امریکاستیزی به مسائل ایران نگاه می‌کنند به فساد و تقلب و تاراج منابع ملی نیز حساسیت چندانی نشان نمی‌دهند.

جدال با این نگاه‌ها

چرا کسانی که می‌گویند دمکراسی را کشورهای دیگر نمی‌توانند بر یک ملت تحمیل کنند (از منظر نقد غرب) از داخل کاری برای دمکراسی نمی‌کنند؟ چرا کسانی که براندازی توسط بیگانه را نفی می‌کنند مبلغ براندازی توسط ایرانیان نیستند؟ بسیار جالب است که این جمله‌ را که دمکراسی با بمب و مسلسل ایجاد نمی‌شودهم از جواد ظریف و علی لاریجانی می‌شنویم و هم از مخالفان براندازی جمهوری اسلامی به هر صورت. بخشی از مشروطه‌خواهان ملی‌گرا با براندازی از خارج مخالفند اما از براندازی توسط ایرانیان حمایت می‌کنند اما اصلاح‌طلبان مذهبی و روشنفکران دینی و بخش از نیروی چپ حتی از براندازی توسط نیروهای داخلی نیز حمایت نمی‌کنند. این سخن اگر توسط امریکاییان و اروپاییان گفته شود وجهی دارد اما ایرانیانی که هیچ کاری برای دمکراسی نمی‌کنند و یا خود مانع دمکراسی هستند و نظام استبداد را اداره می‌کنند، نمی‌توانند به این موضوع استناد کنند.

امریکاستیزان برای آرایش چهره‌ی نظام معمولا آن را با عربستان مقایسه می‌کنند تا جنایات رژیم را برای غربیانی که عربستان سعودی را متحد غرب می‌بینند و دل‌خوشی از آن ندارند عادی جلوه دهند یا آن را با عراق و سوریه مقایسه می‌کنند تا مردم از استبداد دینی به جهت امنیت قبرستانی دلخوش باشند. و اما چرا عربستان سعودی و امارات و بحرین می‌توانند متحد ایالات متحده باشند و جمهوری اسلامی نمی‌تواند؟ چون عربستان سعودی همانند دیگر کشورهای جنوب خلیج فارس می‌خواهد در اقتصاد جهانی سهم داشته باشد و جمهوری اسلامی نظام اقتصاد جهانی را تحت کنترل دولت‌های غربی می‌بیند و می‌خواهد نظامی با سلطه‌ی خود ایجاد کند.

تیپ ایده‌ال

چهار پنجره‌ای که ذکر شد تیپ‌های ایده‌الِ وِبِری هستند و کمتر فرد یا گروهی را می توان در نوع خالص و آرمانی آنها جای داد. بالاخره کسی که در چارچوب حقوق بشر به مسائل ایران نگاه می‌کند در باب غرب، اسراییل و هویت ایرانی نظر دارد و موافق یا غیر موافق آنها را لحاظ می‌کند. اسراییل‌ستیزان عمدتا امریکاستیز هم هستند. کسانی که می‌خواهند امپراتوری ایران را احیا کنند طبعا با قدرت امریکا مخالفت می‌کنند و به تدریج امریکاستیز هم می‌شوند. افراد بر حسب موقعیت و شرایط، گه‌گاه از این پنجره‌ها فاصله می‌گیرند یا به چند تای آنها نزدیک می‌شوند. اگر اکثر رفتارها و مواضع افراد به یکی از این پنجره‌ها نزدیک باشد آنها را در آن مقوله جای می‌دهیم. البته عناصر تبلیغاتچی، خود را در کنار اکثر یا همه‌ی این پنجره‌ها جای داده‌اند و در هیچ‌یک از آنها نیز قابل مقوله‌بندی نیستند.

One thought on “نگاه به مسائل ایران از چهار پنجره: اسراییل‌ستیزی، احیای امپراتوری، حقوق بشر، و امریکاستیزی

نظرتان را بنویسید