دشواری پیش‌بینی انتخابات ریاست جمهوری امریکا

مجید محمدی

mohamadi_majid

علی‌رغم پیش بودن هیلاری کلینتون در بسیاری از نظرسنجی‌ها (حدود ۵ تا ۶ درصد)، پیش‌بینی نتیجه‌ی انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۶ در ایالات متحده نسبت به چند دوره‌ی اخیر بسیار دشوار‌تر به نظر می‌رسد. نظرسنجی‌ها نمی‌توانند تصویر روشنی از وضعیت کارزار‌ها ارائه دهند. سیالیت رای برخی از اقشار، نسبت قابل توجه مستقل‌ها به اعضای احزاب (در برخی از ایالات در حدود یک‌سوم)، و فراز و نشیب‌های چند هفته‌ای می‌تواند نتیجه را به نفع نامزدی که عقب است تغییر دهد.

علی‌رغم حمایت دیرهنگام برنی سندرز، بسیاری از طرفداران وی آمادگی رای به هیلاری را ندارند و برخی نظرسنجی‌ها از رای حدود ۲۰درصد آن‌ها به ترامپ حکایت دارد. در سمت جمهوری‌خواهان نیز با آنکه ترامپ نامزدی را از آن خود ساخته اما تنها حدود سه‌چهارم رای رای‌دهندگان جمهوری‌خواه را در ایالات مختلف در کیسه دارد. هنوز معلوم نیست همه‌ی طرفداران کروز، روبیو، کیسیک و دیگر نامزدهای جمهوریخواه به وی رای خواهند داد یا خیر.

به جای آنکه احزاب در این دوره به نامزد‌ها هویت ببخشند ظاهرا در این دوره نامزدهای حاشیه‌ای بودند که بر هویت و آینده‌ی دو حزب تاثیر جدی داشتند. نامزدهای دو حزب “آزادی‌گرا” (لیبرتارین) و “سبز” روی هم در نظرسنجی‌های مختلف حدود ۷ تا ۱۴ درصد آرا را به خود اختصاص می‌دهند (جیل استاین نامزد حزب سبز با حدود ۱ تا ۵ درصد و‌ گری جانسون نامزد آزادی‌گرایان با حدود ۵ تا ۱۰ درصد). حضور قدرتمند نامزدهای برآمده از جنبش‌های اجتماعی و برنامه‌های تلویزیونی واقع‌نما و نه ارتباطات حزبی درازمدت، کار پیش‌بینی را حتی در آستانه‌ی انتخابات نهایی دشوار‌تر کرده است.

آنچه نامزدی مایکل بلومبرگ شهردار پیشین نیویورک و فردی مستقل از لحاظ حزبی (با ثروتی بیش از ۴۳ میلیارد دلار) را برای بخش قابل توجهی از امریکاییان جذاب کرده بود تمرکز وی بر سیاست‌ها و روش‌ها به جای عامه‌گرایی ترامپ و سندرز در دو سمت راست و چپ بود. وی در ‌‌نهایت به اردوگاه هیلاری آمد و در یک سخنرانی جذاب در کنوانسیون دمکرات‌ها وی را تایید کرد. گرایش‌های میانه‌ی هر دو حزب به دنبال چهره‌هایی غیر از ترامپ و سندرز بودند. اکنون هر دو نامزد احزاب اصلی مورد علاقه و محبوب اکثریت شهروندان نیستند.

اشتیاق کمتر در سمت دمکرات‌ها

حضور برنی سندرز که شعارهای “جنبش اشغال وال‌استریت” را عرضه می‌کند باعث شد دیگر نامزدهای حزب دمکرات به سمت چپ گرایش یابند. در مناظرات دمکرات‌ها برنی سندرز تیزی لازم را در پاسخ به سوالات نداشت و در سه موضوع کنترل اسلحه، وطن‌دوستی و سیاست‌های اقتصادی نتوانست مواضع گذشته و امروزش را به نحوی سازگار عرضه کند. به همین دلیل سندرز نتوانست در سطح اوباما جوانان را در برابر هیلاری برای خود بسیج کند.

هیلاری در مناظره‌ها بدون اشتباه ظاهر شد اما نتوانست بر مهم‌ترین چالش‌هایش یعنی عدم اعتماد عمومی (۶۳ درصد) غلبه پیدا کند. به همین دلیل سندرز توانست فاصله‌اش را با هیلاری به شدت کاهش دهد. دیگر نامزدهای دمکرات یعنی “لینکلن شیفی” فرماندار سابق ایالات “رود آیلند” و “جیم وب” سناتور سابق نشان دادند که به سرعت از میدان به در خواهند شد و به در شدند. مارتین اومالی فرماندار سابق ایالات مریلند ظهور بهتری داشت و توانست خود را به رای‌دهندگان معرفی کند اما نتوانست جایی در میان آن‌ها پیدا کند (کمتر از ۵درصد در نظرسنجی‌ها).

این اشتیاق کمتر را در میزان شرکت‌کنندگان دمکرات در انتخابات مقدماتی آیوا در مقایسه با شرکت‌کنندگان جمهوریخواه می‌توان مشاهده کرد. در سمت جمهوریخواهان، شرکت‌کنندگان حدود ۱۸۲ هزار نفر بود (در مقایسه با ۱۲۲ هزار نفر در سال ۲۰۱۲) اما در سمت دمکرات‌ها تعداد رای‌دهندگان ۱۷۱ هزار رای بود که بسیار کمتر از ۲۴۰ هزار نفر سال ۲۰۰۸ است. به نظر می‌آید دمکرات‌ها برای انتخابات نهایی با دشواری در بسیج رای‌دهندگان در این ایالت مواجه شوند. در انتخابات مقدماتی نیوهمشایر حدود ۲۷۰ هزار جمهوری‌خواه شرکت کردند اما میزان مشارکت دمکرات‌ها حدود ۲۵۰ هزار بود. در انتخابات مقدماتی دمکرات‌ها در نوادا تنها حدود ۱۲۰۰۰ نفر شرکت کردند در حالی که شرکت‌کنندگان جمهوریخواه در انتخابات مقدماتی بالای هفتاد هزار نفر بود. در کارولینای جنوبی ۷۰۰ هزار جمهوریخواه در مقدماتی شرکت کردند. در ده ایالتی که دمکرات‌ها و جمهوریخواهان به طور مشترک در اول مارس انتخابات مقدماتی داشتند تعداد مشارکت‌کنندگان جمهوریخواه از دمکرات‌ها بیشتر بود با فاصله‌ی قابل توجه.

سرنوشت پیشتازان

“ترامپ” علی‌رغم جلو بودن در تعدادی از نظرسنجی‌ها بعد از کنوانسیون جمهویخواهان در کلیولندِ اُهایو، فاقد چهار ویژگی برای تداوم این آرای زیاد در انتخابات نهایی است:

سازمان حزبی (که با ترامپ و سندرز به دلیل مستقل بودن سر یاری نداشت)،

حمایت شورانگیز نمایندگان حزبی در فرایند انتخاب نامزد‌ها در کنوانسیون نهایی برای انتخاب نامزد (ترامپ با کنار رفتن رقبا به نامزد نهایی تبدیل شد)،

حامیان قدرتمند و ثروتمند احزاب سیاسی و لابیگران آن‌ها (نه برای ترامپ که خود میلیاردر است)، و

رای‌دهندگان جدی که بی‌توجه به شور و شوق‌های گذرا بر سر صندوق‌ها حاضر شوند.

در دوره‌های قبل نیز حدود یک سال قبل از انتخابات کسانی مثل جولیانی، هوارد دین یا هیلاری کلینتون در نظرسنجی‌ها پیشتاز بودند اما به دلیل فقدان یک یا چند ویژگی فوق از راهیابی به کاخ سفید باز ماندند. در همین دوره نیز، بن کارسون در ماه‌های اول به دلیل فقدان سازمان افول کرد.

فقدان ایده‌های تازه

دمکرات‌ها در این دوره از رقابت‌های انتخاباتی هیچ ایده‌ی تازه‌ای ارائه نکرده‌اند. دو فرد مطرح آن‌ها یعنی برنی سندرز و هیلاری کلینتون هیچ طرح تازه‌ای برای حل مشکلات موجود عرضه نکردند. سندرز مشکلات را مطرح می‌کرد اما تنها راه حل وی توزیع ثروت ثروتمندان بود. هیلاری نیز حتی یک سیاست متفاوت با دولت اوباما ارائه نکرده است و در پاسخ به سوال اندرسون کوپر در باب تفاوت وی و اوباما صرفا به مونث بودن خود اشاره کرد. در سمت جمهوریخواهان نیز از سوی محافظه‌کاران مذهبی و عامه‌گرایان، سیاست تازه‌ای برای حل مشکلات به چشم نمی‌خورد.

سرعت عامه‌گرایی کند می‌شود

انتخابات مقدماتی با توجه به ترکیب جمعیتی و منطقه‌ای در ایالات مختلف نشان داد که نامزد عامه‌گرای جمهوریخواه (ترامپ) شانس بیشتری از نامزد عامه‌گرای دمکرات (سندرز) داشت. دمکرات‌ها با رای بیشتر به هیلاری در انتخابات مقدماتی، سرعت عامه‌گرایی را کند کردند اما مشخص نیست که آیا در انتخابات نهایی نیز چنین اتفاقی خواهد افتاد یا خیر. در انتخابات نهایی هر دو نامزد دارای نقاط تقویت‌کننده و نقاط تضیف‌کننده هستند. هیلاری می‌تواند میانه‌روهای جمهوریخواه در ایالات شرق و غرب امریکا را به خود جذب کند اما جذب طرفداران سندرز هنوز یک چالش جدی برای او است. ترامپ در مقابل می‌تواند بخشی از قشر کارگر اروپایی‌تبار را با شعارهای ضد تجارت آزاد به خود نزدیک سازد اما اقلیت‌های افریقایی‌تبار و لاتینو اکثرا به او رای نخواهند داد.

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید