آتش‌بس دروغین اوباما در سوریه

نواه راتمن (دستیار سردبیر وب‌سایت کامنتری)*

Noah-Rothman

باراک اوباما وقتی به پوتین می‌رسد، هم خدا و هم خرما را با هم می‌خواهد. رییس‌جمهور با خوشحالی به دانلد ترامپ بابت رفاقت آشکارش با دیکتاتور روس حمله می‌کند؛ اما خود اوباما در بیشترِ دو دوره‌ی ریاست جمهوری‌اش به بازسازی قدرت مسکو پرداخته است تا از این طریق به اهداف سیاسی ظریف خود دست پیدا کند. حتی امروز هم اوباما به روسیه تکیه کرده است تا درگیری‌هایی که خودش به وجود آورده آرام کند. او با این کار خود، اقتدار و جایگاه ایالات متحده در جهان را تضعیف می‌کند.

هفته گذشته، پس از ماه‌ها مذاکرات فشرده، روسیه و ایالات متحده سرانجام به توافقی دست یافتند که قرار بود نیروهای در حال جنگ در سوریه را وادار به پذیرش آتش‌بس کند. آخرین باری که روسیه و امریکا هر دو دست‌اندرکار یک آتش‌بس را برعهده داشتند، آن آتش بس بیش از دو هفته دوام نداشت و با ادعای نقض شرایط صلح از همه طرف به پایان رسید. شکست آتش‌بس سوریه در ماه مِی، انعکاسی از شکست توافقی مشابه در ماه فوریه بود (توافق دیگری مورد تایید واشینگتن و مسکو). اگر گذشته، مقدمه‌ای برای آینده است، هیچ‌کس نباید امید چندانی به موفقیت این آتش‌بس جدید داشته باشد.

آقای کری خبر این آتش‌بس را این‌گونه به خبرنگاران در واشینگتن اطلاع داد: «در روزهای آینده چالش‌هایی پیش رو خواهیم داشت. ما انتظار آن‌ها را داریم. من انتظارشان را دارم. و فکر می‌کنم همه دارند. اما با این وجود، این برنامه شانس موفقیت دارد. این بهترین چیزی است که به فکرمان رسید.»

سخنانی واقعا الهام‌بخش!

این تنها بمب خبری جان کری نبود. او همچنین تلویحا گفت که به عنوان بخشی از قرارداد جدید، بشار اسد رییس جمهور سوریه می‌تواند در صورت تایید مسکو و واشینگتن، به نیروهای مرتبط با شبه‌نظامیان اسلام‌گرا حمله کند. این اعتراف جان کری برای کسانی که از حجم عملیات غیرانسانی و بدون تمایز نیروی هوایی اسد علیه شورشیان و غیرنظامیان آگاه هستند، بسیار نگران‌کننده است.

وزارت خارجه به سرعت این اظهارات کری را رد کرد که نشان می‌داد تا چه اندازه شرایط این توافق کماکان سرّی، بد درک شده‌ است و به راحتی می‌تواند مورد تفسیرهای متفاوت قرار بگیرد. این واقعیت که اسد با اعلام علنی قصد خود برای بازپس‌گیری تمامی مناطق تحت کنترل شورشیان و اسلامگرایان به استقبال این معاهده رفته، نشان می‌دهد که دمشق پیام این توافق را که تقسیم قدرت پس از جنگ داخلی بوده دریافت نکرده است.

جاش ارنست معاون مطبوعاتی کاخ سفید اعتراف کرد که «ما در این امر تردید داریم که روس‌ها توانایی یا میل اجرای توافقات انجام‌شده را به آن صورتی که توصیف شده است داشته باشند». این نشانه‌ای امیدوار‌کننده از آگاهی کاخ سفید است که متاسفانه هفت سال دیر‌تر از موعد شاهد آن هستیم.

این نگرانی‌ها در سال ۲۰۰۹ کجا بودند وقتی تنها چند ماه پس از اینکه روسیه، گرجستان را اشغال و چند تکه کرد، کاخ سفید به خواسته‌ی مسکو برای تعلیق نصب رادار‌ها و قرارگاه‌های ضدموشک بالستیک در اروپای مرکزی و شرقی پاسخ مثبت داد؟

این نگرانی‌ها کجا بودند وقتی که کاخ سفید از روسیه خواست تا از درگیری بالقوه بین اسد و غرب در سال ۲۰۱۳ پیش‌گیری کند؟ آن انبارهای سلاح شیمیایی که روسیه قرار بود نابود کند کماکان در اختیار اسد هستند، و آن درگیری در سوریه که اوباما به اجتناب از آن امیدوار بود تنها چند ماه به تعویق افتاد.

این نگرانی‌ها کجا بودند زمانی که روسیه با گستاخی در جنگ داخلی سوریه دخالت و بمباران شورشیان متحد با ایالات متحده و انبارهای سلاح سازمان سیا را آغاز و از این طریق نقشه مخفی امریکا در سوریه را برای جهان افشا کرد؟

غم‌انگیز‌ترین بخش تمام این جریان این است که هر طرف که در نوامبر به ریاست جمهوری برسد در سیاست‌های اوباما در قبال سوریه تغییر خاصی ایجاد نخواهد شد.

کلینتون قول داده است که داعش را بدون تعهد به ارسال نیروی زمینی به سوریه یا عراق شکست دهد، که این موضوع شامل حضور کنونی نیروهای ویژه امریکا در سوریه نمی‌شود. وعده کلینتون برای ایجاد منطقه پرواز ممنوع در سوریه که در آن نیروی هوایی اسد نتواند به عملیات بپردازد نیز با حضور نیروی هوایی روسیه بر فراز این کشور، ارزش خود را از دست داده است.

دانلد ترامپ به نوبه خود وعده‌ی ایجاد مناطق پرواز ممنوع در آسمان و مناطق امن روی زمین را داده است، که این امر نیازمند حضوری گسترده به رهبری ایالات متحده است. اما ترامپ برای اینکه نشان دهد واقعا قصد پیگیری این وعده را ندارد، بار‌ها قول داده است که «دولت‌های حوزه خلیج» را مجبور به پرداخت مخارج این پروژه خواهد کرد. این اتفاق نخواهد افتاد، و درنتیجه وعده‌ی او برای مداخله محدود در سوریه نیز عملی نخواهد شد.

سال ۲۰۱۷ سال تاریک دیگری برای سوریه خواهد بود. بد‌ترین فاجعه انسانی، ژئوپولتیک، و تروریسم قرن ۲۱ کماکان تداوم خواهد داشت. فراموش کردن این میراث برای اوباما کار دشواری خواهد بود. امریکا در حال پرداخت هزینه سیاست‌های دولتی است که تعهدی ایدئولوژیک به عدم دخالت و همچنین مدارا با قدرت‌های در حال ظهور جهان داشت. تراژدی این‌جا است که ظاهرا امریکایی‌ها هنوز این واقعیت را درک نکرده‌اند.


* این یادداشت روز ۱۳ سپتامبر ۲۰۱۶ (۲۳ شهریور ۱۳۹۵) در وب‌سایت مجله کامنتری منتشر شده است.

ترجمه: سیاوش صفوی/ مرکز مطالعات لیبرالیسم

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید