بیش از سه دهه مبارزه‌ بی‌حاصل با مواد مخدر در ایران

مجید محمدی

mohamadi_majid

بنا به گفته‌ی مقامات جمهوری اسلامی در ۳ دهه مبارزه با مواد مخدر حدود ۳۷۰۰ نفر از پرسنل نیروهای انتظامی کشته و ۱۲ هزار نفر زخمی شده‌اند. (سایت نیروی انتظامی، ۱۸ دی ۱۳۹۳) هر ساله میزان مواد مخدر مصرفی در ایران حدود ۵۰۰ تا ۱۲۰۰ تن تخمین زده شده که به ارزش چند میلیاردها دلار است. غیر از این حدود ۶۵ درصد از زندانیان معتادند. (فارس، ۲۰ دی ۱۳۹۳) حدود ۸۰ درصد اعدامیان در جمهوری اسلامی محکومیت ناشی از توزیع مواد مخدر دارند (میزان ۶ دی ۱۳۹۳) و حدود ۷۵ درصد از جرائم زندانیان را جرائم مربوط به مواد مخدر (ایرنا ۲ شهریور ۱۳۹۳) تشکیل می دهند.

سالانه حدود ۳۰۰۰ نفر جان خود را به دلیل اعتیاد از دست می‌دهند (ایرنا ۲ اردیبهشت ۱۳۹۵). آمارهای سازمان پزشکی قانونی کشور، تلفات سوءمصرف مواد مخدر و محرک در فاصله سال‌های ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۳ را حدود ۴۰ هزار نفر اعلام می‌کند (ایرنا ۲۸ دی ۱۳۹۴). ۳۵درصد کشفیات هرویین دنیا و ۸۵ درصد کشفیات تریاک دنیا نیز در ایران صورت می‌گیرد. (فارس ۲۷ تیر ۱۳۹۴؛ و فارس ۱۷ شهریور ۱۳۹۴)

دبیرکل آسیب‌های اجتماعی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی می‌گوید: “از سال ۱۳۸۵ به این سو روزانه ۷۰ تا ۱۰۰ نفر به جمعیت معتادان کشور افزوده شده است” ( ایرنا، ۱۲ دی ۱۳۹۴). این یعنی افزوده شدن حدود ۲۲۵ تا ۳۵۰ هزار نفر معتاد در دهه‌ی گذشته.

بنا به آمارهای رسمی داده‌شده از سوی مقامات در ایران حدود ۱/۳ میلیون معتاد و حدود ۷۰۰ هزار استفاده‌کننده‌ی تفریحی از مواد مخدر وجود دارد اما آمارهای دیگر این رقم را زیر علامت سوال قرار می‌دهد. به گفته‌ی رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر، در ۹ ماه اول سال ۱۳۹۴ ۲۶۰هزار نفر در ارتباط با مواد مخدر دستگیر شده‌اند که از این تعداد ۱۸۰ هزار نفر قاچاقچی و ۸۰ هزار نفر بقیه معتاد بوده‌اند (ایرنا ۲۳ دی ۱۳۹۴). اگر این آمار را به کل سال بسط دهیم تعداد قاچاقچی‌های بازداشت‌شده به رقم تخمینی ۲۴۰ هزار نفر می‌رسد. این تعداد قاچاقچی (که بسیار کمتر از تعداد واقعی قاچاقچی‌هاست) با رقم ۱/۳ میلیون معتاد جور در نمی‌آید (به طور متوسط یک قاچاقچی بازداشت‌شده برای هر پنج نفر معتاد). با فرض این که تمام قاچاقچی‌ها بازداشت شده باشند کسی برای دادن سرویس متوسط به پنج نفر نمی‌تواند این شغل را انتخاب و از این طریق امرار معاش کند. مطمئنا کسانی که بازداشت شده‌اند این کار را به طور تفریحی انجام نمی‌داده‌اند یا حداقل نوع تفریحی آن‌ها باید بسیار اندک باشد. بدین ترتیب تعداد واقعی معتادان باید چندین برابر رقم ۱/۳ میلیون باشد.

آیا با در نظر گرفتن آمارهای موجود، کسب و کار پرهزینه‌ی مبارزه با مواد مخدر که هدفش دور از دسترس قرار دادن این مواد بوده ثمری هم داشته است؟

دسترسی آسان، پایین آمدن هزینه‌ها

بنا به گفته‌ی مقامات دولتی دسترسی به مواد مخدر در ایران امروز از دسترسی به بسیاری از کالاهای اساسی مثل شیر و نان آسان‌تر است و در کمتر از ۵ دقیقه می‌توان آن را تهیه کرد. قیمت موادمخدر در سال‌های دهه‌ی ۹۰ در ایران رو به کاهش بوده است. از سال ۱۳۹۱ تا سال ۱۳۹۳ قیمت تریاک به نصف، قیمت هرویین به یک‌هفتم، و قیمت شیشه حدود ۳۰درصد کاهش یافت (خبرگزاری مهر، ۲۲ مهر ۱۳۹۳). بنا به برخی آمارهای دولتی میان ۱/۶ تا ۷ میلیون نفر به طور تناوبی یا تفریحی/گاه‌گاهی مواد مخدر مصرف می‌کنند. تعداد معتادان سرگردان در خیابان‌ها حدود ۱۲۰ هزار نفر است (رییس سازمان بهزیستی، ایسنا ۱۳ مهر ۱۳۹۴). این، یعنی مبارزه با مواد مخدر به معنای دور از دسترس قرار دادن این مجموعه مواد شکست خورده است.

آیا بحثی در باب این شکست در رسانه‌ها و افکار عمومی در داخل کشور برقرار است؟ آیا با وجود دسترسی آسان، سخنی از آزاد کردن همراه با مالیات سنگین و کنترل استفاده، در رسانه‌ها مطرح می‌شود؟ پاسخ منفی است. چرا؟ چون در چهار دهه‌ی گذشته، گفتمان مذهبی و چپ بر فرهنگ سیاسی کشور حاکم بوده است و در این دو گفتمان، بحث مدیریت و مهندسی معضلات اجتماعی مطرح نیست بلکه، بحث جنگ و پاک کردن و نابودی مطرح است.

گفتمان مذهبی

مبانی گفتمان مذهبی شیعه در مواجهه با مواد مخدر را به این ترتیب می‌توان خلاصه کرد:

۱) هرگونه مواد مخدر برای جامعه و خانواده سم است. نگاهی به درصد معتادان در میان مجرمان و نیز به پیامدهای اعتیاد در خانواده و محیط کار این نکته را اثبات می‌کند؛

۲) جمعیت قابل توجهی به دلیل انحطاط اخلاقی و سست-مذهبی و احساس خوبی که از مصرف به دست می‌آورند به سمت آن می‌روند؛

۳) این سمِّ اخلاق و مسوولیت را باید از دسترس افراد به هر ترتیب دور کرد و این امر استثناپذیر نیست. اعدام توزیع‌کنندگان بزرگ می‌تواند از شیوع مواد مخدر جلوگیری کند.

گفتمان غیر مذهبی جامعه‌گرا

مبانی گفتمان چپ غیرمذهبی در ایران در برخورد با مواد مخدر بدین قرار است:

۱) معتادان به دلیل مصرفِ موادِ ضایع‌کننده‌ی قدرتِ دماغی، مشارکت چندانی در پیشرفت جامعه نداشته‌اند؛

۲) جمعیت قابل توجهی می‌خواهند از واقعیات اجتماعی و اندیشه در باب واقعیات بگریزند و به این مواد پناه می‌آورند؛

۳) این سمِّ اندیشیدن به دیگری، و عامل بی‌توجهی به مشکلات اجتماعی و جنگ طبقات را باید از دسترس افراد خارج کرد.

گفتمان فردگرا/ آزادی‌گرا

افرادی هم هستند که با گفتمان فردگرا/آزادی‌گرا به سراغ این بحث آمده و نکات زیر را در مقابل هر دو گفتمان فوق مطرح می‌سازند:

۱) صِرف مصرف مواد مخدر معتادکننده نیست. نمونه‌ی آن گرفتن مرفین در شرایط درد است که همه در این شرایط از آن استفاده می‌کنند (گاه برای مدتی طولانی) و معتاد هم نمی‌شوند. نفس مصرف مواد مخدر طبیعی و شیمیایی اعتیاد‌آور نیست بلکه این شرایط اجتماعی و روانی و گروه همراه در مصرف است که اعتیاد را به وجود می‌آورد؛

۲) در بازار آزاد نمی‌توان و نمی‌بایست جلوی خرید و فروش کالاهایی را که مخاطره‌ی عمومی ایجاد نمی‌کنند گرفت. همه‌ی افرادی که مواد مخدر (یا مشروبات الکلی) مصرف می‌کنند برای اطرافیان و جامعه مخاطره ایجاد نمی‌کنند. حتی استفاده‌ی تفریحی، توجیه‌کننده‌ی ممنوعیت نیست؛

۳) با فرض آسیب، افراد حق دارند به خود آسیب برسانند تا آنجا که به آسیب دیگران منجر نشود. برخورد تنها با استفاده‌کنندگان در مواردی که به دیگران آسیب می‌رسانند (مثل مصرف و رانندگی) جایز است؛ و

۴) ممنوعیت مطلق خرید و فروش مواد مخدر به شکل‌گیری مافیاها و باندهای جنایتکار منجر شده و دولت‌ها را از گرفتن مالیات بر این مواد و کنترل و نظارت بر آنها محروم کرده است.

روش برخورد

دو گفتمان چپ و مذهبی در ایران، اعتیاد و تولید و توزیع مواد مخدر را به امپریالیسم نسبت داده‌ و می‌دهند گویی در قرون گذشته مردم ایران از مواد مخدر استفاده نمی‌کرده‌اند و امروز هم اگر دور ایران دیوار بکشند استفاده از مواد مخدر به پایان می‌رسد. به همین دلیل تولید و توزیع و مصرف مواد مخدر را توطئه‌ی غرب و جرم می‌دانند. تنها با میلیونی شدن جمعیت استفاده‌کننده بود که جرم بودن مصرف تا حدی برای این دو گفتمان به حاشیه رفت.

در گفتمان فردگرا/آزادی‌گرا بنا به جرم‌زدایی از این گونه مواد است. روش پیشگیری از پیامدهای خطرناک اعتیاد نیز در این گفتمان، ممنوعیت تولید، توزیع و خرید و فروش و مصرف نیست؛ بلکه جرم‌زدایی، اخذ مالیات سنگین و صرف آن برای آموزش و تحقیق در این زمینه و پیشگیری از سوءاستفاده از این مواد، سیاست‌های تشویقی برای اجتماعی شدن افراد و درگیر کردن آنها در فعالیت‌های سازنده در کنار تاسیس و تقویت مراکز بازپروری است. انزوا و سرکوب، راه حل مشکل اعتیاد نبوده و نیست.

البته در نهایت این روش‌ها برای درصد کوچکی از جامعه‌ی معتادان کار نمی‌کند و گروهی با علم به پیامدها به سوء‌استفاده از مواد می‌پردازند. این حق آن‌هاست که خود را نابود کنند و جامعه، شرکت بیمه نیست و جلوی تک‌تک آنها را نیز نمی‌توان با قهر و زور گرفت. اما باید از این‌که دیگران را با خود نابود کنند جلوگیری کرد. تا حد ممکن باید به خود معتادان نیز در بازپروری کمک رساند. از همین جهت باید به قربانیان افراد معتاد (اعضای خانواده و جامعه) با استفاده از مالیات این مواد کمک کرد. به عنوان نمونه، فرزندان و زنان این افراد را باید از حیث آموزش و بهداشت و تغذیه یاری کرد.

نظرتان را بنویسید