تقدیم به مدافعان حرم | آرش سبحانی

آرش سبحانی (خواننده و آهنگساز گروه موسیقی کیوسک)

arash-sobhani-1

این موضوع مهمی‌ است، هرچند پرداختن به آن باعث اختلاف دوچندان میان جامعه در حال فروپاشی ایرانی می‌شود.

یک: از نظر من “ایران” محبوس در این خطوط جغرافیایی نیست؛ “روح” ایران، فرهنگ آن است که ۷۰۰-۸۰۰ سال است نیمی از آن بیرون از این خطوط من-در-آوردی زندگی‌ می‌کند.

دو: قرار بر این است که هنرمند، پاسدار این “روح” باشد، در همین ۷۰۰-۸۰۰ سال کم هنرمند و ادیب و متفکر نداشتیم که بهای سنگینی‌ بابت انجام این وظیفه پرداخته‌اند. از مولوی تا جمال‌زاده و از فرخزاد تا هدایت، بیرون از این “گربه” بزرگ‌ترین خدمت‌ها را به این فرهنگ کردند؛ در سخت‌ترین شرایط، و البته سنگین‌ترین بها را پرداخت کردند.

سه‌: آیا کار یک نویسنده، سینماگر، نقاش یا متفکر ایرانی، خارج از ایران ساده‌تر است؟ کدام هنرمند و ادیب و متفکر دردمند و علاقه‌مند به ایران، کدام هنرپیشه وطن‌دوستی‌ بیرون از ایران، بدون فشار مالی‌ در حال گذران امور است؟ آیا همین‌که یک هنرپیشه تئاتر یا سینما، یک موزیسین یک نویسنده نتواند در کشور خودش کارش را ارائه بدهد بزرگ‌ترین ضربه نیست؟ موزیسین زن یا هنرپیشه یا هنرمندی که به هزار بهانه‌ی واهی اجازه ارائه آثارش را در ایران پیدا نمی‌کند، اگر ایران را ترک کند، بازی را واگذار کرده نباید در مورد ایران حرف بزند؟ اسامی کارگردان‌های ممتاز ایرانی که خارج از ایران به سختی و بدون اینکه بتوانند آثاری تولید کنند یا اگر هم تولیدی دارند اجازه ارائه در ایران را پیدا نمی‌کنند مرور کنید. این‌ها به هنرمند بودن متعهد ماندند. برای یک چنین هنرمندی تقدیم جایزه به “مدافعان حرم” یعنی‌ تجارت هنر، این‌ها حاضر به چنین کاری نشدند و بهای آن را می‌پردازند، خیلی‌ از هنرمندان داخل ایران هم به همین ترتیب به خاطر پایبندی به اصالت هنر به خاطر تعهد به فرهنگ ایران مجیز کسی‌ را نگفتند و به حاشیه رانده شدند یا اجازه کار ندارند یا از رانت‌های آن‌چنانی محرومند.

چهار: آیا فشار فقط روی هنرپیشه‌ها و موزیسین‌های (فعال) ایرانی‌ است؟ کارگران، معلمان، ارتش بیکاران مردم عادی بدون فشار حکومت در حال زندگی‌ هستند؟ دانشجویانی که بهترین سال‌های زندگی‌شان را به خاطر دفاع از شرافت در زندان سپری کردند تحت فشار نیستند؟ هنرمندان بی‌شماری که به خاطر سر خم نکردن در برابر قدرت از صحنه حذف می‌شوند، داخل ایران، تحت فشار نیستند؟

پنج: هنر با سرگرمی فرق دارد؛ محبوبیت با معروف شدن، نان-به-نرخ-روز-خوری با “غیر سیاسی” بودن، فرق دارد. فرهنگ ایران، “روح” ایران در حال احتضار است و وظیفه هنرمند و متفکر و روشنفکر به عنوان نبض جامعه این است که حتی با سیلی‌ این کالبد نحیف را زنده نگاه دارد. به لطف اقتصاد به شدت فاسد و ظهور طبقه متوسط آویزان به حکومت، هنر ایرانی هم مثل جمهوری اسلامی و اصلاحات حکومتی و روشنفکر دینی و دموکراسی دینی، موجودی بی‌‌هویت و بی‌‌معنی شده است.

۱۰-۱۵ سال پیش موزیسین‌هایی‌ گرد هم آمدند و پیشنهاد کردند مادامی که زن‌ها حق خواندن ندارند مرد‌ها هم آواز نخوانند تا حکومت تسلیم شود! نشد؛ و همین باعث سرخوردگی خیلی‌‌ها شد. امروز خواندن‌ زن‌ها افسانه است؛ فردا احتمالا حضور زنان در کنسرت هم مثل ورزشگاه‌ها ممنوع می‌شود.

از من خواسته بودند که نظرم را بنویسم، نوشتم! این نوشته را تقدیم می‌کنم به “مدافعان حرم” و “آقا امام زمان”؛ اگر خواستید آن را لایک کنید روسری یادتان نرود.


منتشرشده در صفحه فیسبوک نویسنده

بیشتر بخوانید:

۲ Responses

  1. ایرانی می‌گه:

    پانوشت: اینکه هنوز جوهر نوشته هایتان خشک نشده بود که فرمان “حرام” بودن دوچرخه سواری بانوان داده شد.

نظرتان را بنویسید