چگونه هلی‌کوپترهای کوچک بی‌سرنشین و موسیقی پاپ کره‌ای می‌تواند کیم جونگ اون را سرنگون کند

ایلای لیک *

Eli-Lake

تنها دفعه‌ای که از کره‌شمالی دیدن کردم، “کیم جونگ ایل”، دیکتاتور این کشور، و مادلین آلبرایت، وزیر امور خارجه امریکا بود. من عضوی از گروه همراه آلبرایت در سفرش به این کشور منزوی در پایان سال ۲۰۰۰ بودم.

پیونگ‌یانگ برای خبرنگاران همراه آلبرایت مانند موزه‌ای پس از ساعات کار اداری بود. مراقبان به ما اجازه دادند تا از یک فروشگاه خواربارفروشی با قفسه‌هایی خالی و بدون مشتری دیدن کنیم. فهرست خوراک‌های هتل ما صفحات متعددی داشت اما تنها غذای موجود، خوراک رشته و کیم‌چی بود.

هیأت امریکایی و خبرنگاران در یک استادیوم تقریبا خالی که شبیه به چتر نجات بود به تماشای آنچه “نمایش عظیم” خوانده می‌شد نشستند. در این برنامه، مردم کره‌شمالی کارت‌های مصور بزرگی را می‌چرخاندند تا صحنه‌هایی از تاریخ کشورشان را در قالب تابلوهای تصویری به نمایش درآورند. ما فرصتی پیدا کردیم تا نگاهی به محله‌های شهری و شهروندان دچار سوء‌تغذیه‌ بیاندازیم که مشغول به کارهای بی‌حاصل پرهزینه بودند، و در عین حال وانت‌های دولتی دور آنان می‌چرخیدند و با صدای بلند ترانه و سخنرانی پخش می‌کردند.

خاطره‌انگیزترین لحظه‌ی این سفر برای من در پایان آن بود. پس از چندین مهمانی گران‌قیمت برای هیأت‌های امریکایی و کره شمالی، آلبرایت به کیم جونگ ایل یک توپ بسکتبال هدیه داد که امضای مایکل جوردن بر روی آن بود. دیکتاتور در پاسخ، آدرس ایمیل خود را به آلبرایت داد. پس از مطلع شدن خبرنگاران از این وقایع، این شوخی در میان آنان به راه افتاد که آدرس ایمیل کیم جانگ ایل فقط “@DPRK” است زیرا تنها یک نفر در “جمهوری دموکراتیک خلق کره‌شمالی” به اینترنت دسترسی دارد.

هفته‌ی گذشته وقتی با “جونگ گوانگ ایل”، مخالف فراری اهل کره شمالی در “کنفرانس آزادی اسلو” ملاقات کردم، دوباره به یاد سفر آلبرایت افتادم. این کنفرانس یک برنامه‌ی سالانه در پایتخت نروژ است که در آن مخالفان و دیگر دردسرسازان دور هم جمع می‌شوند. اکثریت ما فکر می‌کنیم که کره‌شمالی یک کشور کاملا مهر-و-موم-شده و جداافتاده از جهان خارج است. البته این تصور تا حدی حقیقت دارد، اما جونگ و فراریان دیگر ممکن است راهی برای شکستن این مهر و موم پیدا کرده باشند.

در سال ۲۰۱۶، مانند سال ۲۰۰۰، تقریبا هیچ‌کدام از مردم کره‌شمالی به اینترنت دسترسی ندارند. اما بسیاری از آنان توانایی مالکیت یک دستگاه دی.وی.دی پلیر (DVD Player) دستی و ساخت چین را دارند که به آن “نوتل” (Notel) می‌گویند. رویترز امسال گزارش داد که این دستگاه‌ها را می‌توان در سراسر کشور پیدا و به قیمت ۴۸ دلار خریداری کرد.

“نوتِل” که به آسانی قابل حمل است تا حد زیادی جایگزین تلویزیون‌ در کره‌شمالی شده چرا که تلویزیون‌ برق زیادی مصرف می‌کند که از توان سیستم برق‌رسانی ضعیف این کشور خارج است. اما شما می‌توانید “نوتل” را با یک باتری اتومبیل شارژ کنید، و این امر آن را به ابزاری مناسب برای تماشای پروپاگاندای رژیم تبدیل می‌کند.

اما نوتل علاوه بر این دارای امکاناتی مخفی است که شامل ورودی برای کارت اس.دی (SD) و یک عدد “یو.اس.بی” (USB) می‌شود. سازمان “بدون زنجیر” که “جونگ” تاسیس کرده هلی‌کوپترهای تجاری کوچک و بدون سرنشین را به داخل مرز کره‌شمالی می‌فرستد (او محل آن را به دلایل آشکار امنیتی ذکر نکرد) و همراه آن‌ها انبوهی از کارت‌های SD و USB را روانه می‌کند که داخل آن‌ها سریال‌های تلویزیونی کره‌جنوبی، موزیک‌ویدئوهای پاپ کره‌ای، و فیلم‌های غربی با زیرنویس کره‌ای پر شده است. در اسلو از شرکت‌کنندگان درخواست شد تا “یو.اس.بی‌”های خود را با قرار دادن در محلی که به شکل دهان “کیم جونگ اون” ترسیم شده بود برای این هدف اهدا کنند.

“جونگ” به من گفت: “در کره‌شمالی، تمام فیلم‌ها و برنامه‌های تلویزیونی درباره وفاداری به رژیم و عشق به دیکتاتور آن است. برنامه‌هایی که ما برای مردم کره‌شمالی می‌فرستیم در خارج از این کشور ساخته شده‌ به آن‌ها نشان می‌دهد که مردم کشورهای دیگر چگونه زندگی می‌کنند. دیدن این فیلم‌ها و سریال‌ها تأثیر عمیقی روی‌شان خواهد داشت.”

فیلم‌های هالیوودی قطعا تضاد بسیاری با پیام‌ مقام‌های کره‌شمالی دارد. دستگاه تبلیغات رژیم، تصویری تاریک و زشت از فقر و فساد دنیای خارج در مقایسه با سرزمین پرافتخار پدری ارائه می‌کند.

Korean-Pop-Band

“جونگ” تنها مخالف فراری از کره‌شمالی نیست که از طریق سریال‌های تلویزیونی و موسیقی پاپ قصد مبارزه با رژیم را دارد. از سال ۲۰۰۹ گروه‌های تبعیدی گوناگونی در حال تلاش برای قاچاق این محتواها به کره‌شمالی هستند. آنان از روش‌هایی چون بادکنک‌های هلیومی، منجنیق (قلاب سنگ)، و شبکه‌ای از قاچاقچیان استفاده کرده‌اند. اما “جونگ” می‌گوید که هلی‌کوپترهای کوچک و بدون سرنشین، امن‌ترین و بهترین راه برای این کار هستند، اگر چه تنها می‌توانند حدود یک مایل (۱۶۰۰ متر) به داخل خاک کره‌شمالی پیشروی کنند.

او می‌گوید: “تاکنون هیچ‌کدام از این رُبات‌های بی‌سرنشین سقوط نکرده یا توسط رژیم شکار نشده‌ است. ما توانسته‌ایم محموله‌هایی با ظرفیت بالاتر را با دقت بیشتر و بدون خطر جانی به مقصد برسانیم.”

با این وجود، خطرات انسانی یک امر واقعی است. جونگ می‌گوید، شبکه‌‌ای از جداشدگان از رژیم کره‌شمالی به او گزارش داده‌اند که این رژیم، عده‌ای را به جرم در اختیار داشتن فیلم‌ها و سریال‌های تلویزیونی غیرقانونی زندانی و در چند مورد در ملاءعام اعدام کرده است. حال که این تبعیدیان به جای استفاده از دی.وی.دی، با یو.اس.بی و کارت‌های اس.دی به ارسال این برنامه‌ها اقدام کرده‌اند، پنهان کردن آن‌ها از مقامات بسیار آسان‌تر است.

“جونگ” همچنین با اشاره به این‌که خود مقامات نیز معمولا علاقه‌مند به تماشا و فروش این محتواها هستند، با لبخند ادامه می‌دهد: “خود مامورانی که وظیفه بازداشت تماشاکنندگان این برنامه‌ها را دارند، به فروش آن‌ها مشغولند.”

“جونگ” به من گفت که قصد دارد در آینده این محتواها را بر اساس بازخوردی که از درون کره‌شمالی دریافت می‌کند گسترش دهد. او شروع به فرستادن ویدئوهایی از مصاحبه خود و دیگر فراریان تبعیدی درباره زندگی در خارج از کشور کرده است. او گفت که قصد دارد ویدئویی با زیرنویس کره‌ای با عنوان “نمایش آیشمن” به این کشور بفرستد که درباره “دادگاه نورمبرگ” است. وی می‌گوید: “از این طریق می‌خواهم به مردم بگویم که یک روز رهبران رژیم وادار به پاسخ‌گویی برای اعمال خود خواهند شد.”

ما امیدواریم که آن روز به زودی فرا برسد. وقتی آن روز برسد فکر می‌کنم که بسیاری از مردم آزادشده‌ی کره‌شمالی خواهند پرسید که چرا اکثریت ما نسبت به رنج آنان بی‌تفاوت بوده‌ایم و چرا یک بار وزیر امور خارجه امریکا به شکنجه‌گر آنان توپ بسکتبالی با امضای مایکل جوردن هدیه داد. تا آن زمان، مخالفانی چون “جونگ” سهم‌شان را برای ایجاد ناآرامی در کشوری که به شیوه برده‌داری اداره می‌شود، ایفا می‌کنند؛ روزی این هلی‌کوپترهای بی‌سرنشین نتیجه خواهد داد.


* “ایلای لیک”، ستون‌نویس و روزنامه‌نگار در حوزه‌ی سیاست خارجی و امنیت ملی با سابقه‌ی کار در واشنگتن‌پست، نیویورک‌تایمز، و دیلی‌بیست است. نسخه‌ی انگلیسی این یادداشت روز ۳۱ می ۲۰۱۶ در وب‌سایت شبکه‌ی خبری “بلومبرگ” منتشر شده است.

مترجم: سیاوش صفوی/ مرکز مطالعات لیبرالیسم

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید