اورلاندو، جو کاکس، و ایده‌های مرگ‌باری که دنیای ما را شکل می‌دهند

ان اپلبام*

Anne-Applebaum

هر عصری بیماری‌های روانی مربوط به خودش را دارد؛ دیوانگی لباسی مناسب با دوران خود را می‌پوشد. بیماری هیستری که فروید زمان بسیاری را به تلاش برای درک آن اختصاص داد دیگر به عنوان یک بیماری، شناخته یا تشخیص داده نمی‌شود. اما بیماری آنارکسیا (بی‌میلی به غذا) که زمانی نسبتا نادر بود اکنون بسیار شایع‌تر از گذشته است. 

هر دوره‌ای ادبیات سیاسی مختص خود را نیز به همراه دارد، و این امر نیز بر مغز انسان تاثیر می‌گذارد. در هفته گذشته، دو مرد در شرایطی تحریک‌کننده مرتکب قتل شدند. آیا رفتار آنان در نتیجه‌ی اختلال شخصیت بوده است یا به دلایل سیاسی؟ اگر پاسخ «هر دو» باشد چطور؟ 

در اورلاندو، عمر متین ۴۹ نفر را در یک کلاب هم‌جنس‌گرایان به قتل رساند. پیش از این کار، او در صفحه فیسبوک خود نوشته بود «مسلمانان واقعی هیچ‌گاه راه و رسم کثیف غرب را نخواهند پذیرفت» و «شما زنان و کودکان بی‌گناه را با حملات هوایی خود می‌کشید… حال مزه انتقام حکومت اسلامی را بچشید». او تهدید خود را کاملا علنی انجام داد: «طی چند روز آینده شما در ایالات متحده شاهد حملاتی از سوی دولت اسلامی خواهید بود.» اما هنوز هیچ مدرکی از اینکه او واقعا با داعش ارتباط داشته است وجود ندارد. اگر چه ادبیات او آن‌قدر تند بود که اف‌بی‌آی را به تحقیق وا دارد، اما هیچ ارتباطی پیدا نشده است. علاوه بر این، “متین” همسر سابق خود را مورد آزار قرار می‌داد. یک امام جمعه محلی او را فردی انزواطلب نوصیف می‌کند. یک همکار سابق متین می‌گوید «او همواره درباره کشتن مردم صحبت می‌کرد». نمی‌توان این رفتارها را نشان از توازن فکری دانست. 

آیا متین یک تروریست بود؟ آیا او “یک تیرانداز منفرد” بود؟ آیا می‌توانیم از ارتباط او با داعش مطمئن باشیم وقتی که او با هیچ‌کدام از اعضای حکومت اسلامی ملاقات نداشته است؟ 

روز پنج‌شنبه (۱۶ ژوئن)، در شهر بیرستال در یورک‌شایر واقع در شمال انگلستان، “تامی مایر” به خاطر قتل جو کاکس، عضو پارلمان بریتانیا بازداشت شد. جو کاکس فعالانه برای باقی ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا و همچنین کمک به پناهندگان سوری تلاش می‌کرد. دو شاهد می‌گویند “مایر” که طبق شهادت “مرکز قانون فقر جنوبی” از خوانندگان کتاب‌ها و وبسایت‌های نئونازی و برتری سفیدپوستان بود، در حال چاقو زدن به “کاکس” فریاد زده: «اول بریتانیا!» این جرم در‌‌ همان روزی انجام شد که حزب ضد اروپایی استقلال بریتانیا، پوستری تبلیغاتی منتشر کرد که در آن جمعیتی از پناهندگان سوری به تصویر کشیده شده و شعار «لحظه‌ی عدم تحمل» بر آن نقش بسته بود. هفته‌های متمادی پیش از انتشار این پوستر، تیترهای روزنامه‌های “زرد” همگی درباره‌ی خطرات مهاجرت برای سیستم بهداشت و سلامت بریتانیا، مدارس بریتانیا، و راه و رسم زندگی بریتانیایی بود. اما “مایر” دارای سابقه‌ی بیماری‌های روانی نیز است و برای آن‌ها تحت معالجه بود. او ظاهرا هیچ شغل و دوستی نداشت.

آیا او تحت تاثیر این کمپین برای رفراندوم که خشونتی غیرعادی در خود داشت قرار گرفته بود؟ آیا می‌توان به صورت مشروع و منطقی ادعا کرد که یک بیمار روانی تحت تاثیر ادبیات رسانه‌ها قرار گرفته است؟ 

همان‌طور که امریکایی‌ها برای ارائه توصیفی صحیح از “متین” با یکدیگر به جدال مشغولند، بریتانیایی‌ها نیز در مورد “مایر” اتفاق نظر ندارند. صبح روز جمعه (۱۷ ژوئن)، روزنامه “سان” که نشریه‌ای ضد اروپایی است اعلام کرد که “کاکس” توسط یک «دیوانه‌ی منزوی» به قتل رسیده است. گاردین، که طرفدار باقی ماندن در اتحادیه اروپا است از شوهر “کاکس” نقل قول کرد که از بریتانیایی‌ها خواسته بود تا با «نفرتی که همسرش را کشت» مبارزه کنند. باقی نشریات بریتانیا نیز در توصیف خود از او به دو دسته‌ی ایدئولوژیک تقسیم شده‌اند. 

این جدال حل نخواهد شد زیرا که حل‌شدنی نیست. جدا کردن رشته‌های عواطف، توجیهات، دیوانگی، حسابگری، منطق، و تعصب در مغز انسان ممکن نیست. در عین حال مغز انسان را نیز نمی‌توان از محیط اطرافش جدا کرد. 

و این فضا بسیار مسموم است: اگرچه قطعا به زودی اطلاعات بیشتری به دست خواهد آمد، ما آن‌قدر آگاهی داریم که بتوانیم سیاسی بودن قتل عام اورلاندو و قتل کاکس را درک کنیم، و بدانیم که بدون اشاره به ادبیات سیاسی موجود نمی‌توان آن‌ها را توضیح داد. “متین” برای توصیف آنچه انجام داد از ادبیات خشن سیاسی استفاده کرد. به نظر می‌رسد که او از یک جنبش جهادی و اسلامگرای سیاسی الهام گرفته است، حتی اگر هیچ‌کدام از اعضای آن را نمی‌شناخت. “مایر” نیز متهم به قتل یک شخص تصادفی در یک لحظه‌ی اتفاقی نیست: جرم او قتل یک عضو بلندپایه پارلمان در نقطه اوج یک کمپین احساسی و خشمگین برای رفراندوم است.

جهادگرایی نفرت‌باری که در اینترنت و امواج تصویری گسترده شده است، به علاوه‌ی ادبیات خشن و میهن‌پرستانه‌ای که به رأی‌دهندگان می‌گوید به زودی کشتی‌شان غرق می‌شود یا می‌شکند، و باید برای بازپس گرفتن کشور خود از دشمنِ بدون نام مبارزه کنند؛ این‌ها ایده‌هایی است که دنیای امروز ما را شکل می‌دهد. و بله، این‌ ایده‌ها، الهام‌بخش دیوانگان و قاتلان نیز است.


* “ان اپلبام”، ستون‌نویس سیاست خارجی در “واشنگتن‌پست” و مدیر “فروم انتقال” در موسسه‌ی “لگاتوم” در لندن است. او در سال ۲۰۰۴ برای کتابش با عنوان “گولاگ: یک تاریخ” برنده جایزه پولیتزر شد. نسخه‌ی انگلیسی این یادداشت روز ۱۷ ژوئن ۲۰۱۶ (۲۸ خرداد ۱۳۹۵) در روزنامه‌ی واشنگتن‌پست منتشر شده است.

ترجمه فارسی از سیاوش صفوی/ مرکز بین‌المللی مطالعات لیبرالیسم

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید