نگاه به شرق: ضدیت با کاپیتولاسیون غربی، پذیرش کاپیتولاسیون روسی

مجید محمدی

mohamadi_majid

در سفر پاییز سال گذشته‌ی پوتین به تهران، علی خامنه‌ای مواضع او به‌ویژه در چند سال اخیر (یعنی اشغال کریمه و تلاش برای تجزیه‌ی اوکراین با حدود ۸۰۰۰ کشته و دادن موشک به جدایی‌طلبان برای منفجر کردن هواپیمای مالزی با ۲۹۸ کشته به اضافه‌ی کشتار مخالفان بشار اسد) را خیلی خوب و مبتکرانه خواند. او همچنین دیکتاتور روسیه را که خون چندین روزنامه‌نگار و هزاران مسلمان چچنی و چندین فعال سیاسی روس بر عهده‌ی اوست «شخصیتی برجسته در دنیای امروز» خواند. (۲آذر ۱۳۹۴) تعبیری که وی کمتر در مورد رهبران کشورهای دیگر به کار برده است.

آیا جمهوری اسلامی نگاه ویژه‌ای به روابط با روسیه دارد؟ آیا سخنان خامنه‌ای در مورد پوتین تاثیراتی نیز در رفتار آن در برابر روسیه داشته است؟ جمهوری اسلامی برای حفظ روسیه به عنوان متحد تا کجا پیش رفته است؟

معنای کاپیتولاسیون

برخی از فارسی‌زبانان منتقد جمهوری اسلامی از تعبیر حقوقی کاپیتولاسیون (حق قضاوت کنسولی) برای وادادگی در برابر یا تمایل به منافع ملی یک کشور بیگانه (امضای قرارداد تحت فشار یا از سر اضطرار) استفاده می‌کنند. آنها با همین ذهنیت از کاپیتولاسیون چینی یا روسی سخن می‌گویند و منظورشان عقد قراردادهای ناسازگار با منافع ملی با این کشورهاست –که واقعا هم انجام شده است.

آنچه در این نوشته مد نظر است صرفا معنای حقوقی این تعبیر به معنای واگذاری پی‌گیری حقوقی تخلفات و جرائم شهروندان دیگر کشورها در قلمرو یک سرزمین است. این امر با حاکمیت ملی و استقلال قوه‌ی قضاییه‌ی آن سرزمین ناسازگار است مگر آن‌که دو کشور بر اساس پیمانی متقابل، این حق قضاوت کنسولی را در طرف دیگر پذیرا شوند.

هدف کاپیتولاسیون بود یا غرب؟

خمینی در دهه‌ی ۱۳۴۰ برای تحریک افکار عمومی علیه حکومت پهلوی و ضدیت با غر‌ب و برانگیختن عرق ملی در جهت گرایش به اسلامگرایان از موضوع کاپیتولاسیون استفاده کرد. اعتراض او بر این مبنا بود که مستشاران نظامی امریکایی اگر در ایران تخلف می‌کنند باید بر اساس قوانین داخلی (که خمینی باوری به آنها نداشت) محاکمه شوند و نه قوانین امریکا. این‌که‌ آیا واقعا جرمی صورت گرفته بود و یک مستشار امریکایی بر اساس قوانین ایالات متحده محاکمه شده بود موضوع دیگری است که البته هیچ‌گاه اتفاق نیفتاد. خمینی در مورد یک موضوع روی کاغذ و مفروض سخن می‌گفت و دشمنی بر می‌انگیخت. نه تنها امریکاییان حاضر در ایران جرمی علیه ایرانیان مرتکب نشدند بلکه این بیشتر گروه‌های تروریستی ایرانی بودند که مرتکب جرم علیه آنها شدند.

انقلاب ۵۷ صورت گرفت و مستشاران امریکایی از کشور خارج شدند. حکومت تازه‌ای که نه شرقینه غربی می‌گفت جای مستشاران امریکایی را به تدریج به مستشاران روسی و چینی داد. اما موضوع کاپیتولاسیون چنان که تبلیغات اسلامگرایان می‌گفت به تاریخ نپیوست. مستشاران روس در کشور مرتکب تخلف شدند و هرگز در داخل کشور محاکمه نشدند. ما نمی‌دانیم در قراردادهای میان ایران و روسیه در برنامه‌ی اتمی یا همکاری‌های دیگر چه موادی آمده است اما آنچه در عمل می‌بینیم همان کاپیتولاسیون است.

تنفر از غرب، نوع روسی

مقامات جمهوری اسلامی تصور می‌کنند که در برابر غرب به کمک چینی‌ها و روس‌ها نیاز دارند و از همین جهت با استانداردهای دوگانه‌ای با غرب و حکومت‌های اقتدارگرای مخالف یا دشمن غرب برخورد می‌کنند. تنفر از غرب تا بدان‌جا در برخی از مقامات ریشه دارد (بالاخص علی خامنه‌ای) که برای یافتن هم‌پیمانِ دشمنی با غرب، با هر گروه یا دولت جنایتکار و فاسدی دوست و رفیق می‌شوند؛ از فاشیست‌های اروپایی تا بدنام‌ترین دولت‌های اقتدارگرای آسیایی مثل کره شمالی و سوریه. ماجرا از تنفر به غرب آغاز می‌شود و در نهایت به دوستداری روسیه و دیگر دولت‌های اقتدارگرا می‌انجامد. این دوستداری خود را در نظام حقوقی هم نشان می‌دهد.

خرابکار اخراج می‌شود و نه بازداشت

 بنا به گفته‌ی “زارعان”، معاون امنیت سازمان انرژی اتمی، تلاشی برای خرابکاری در تأسیسات اتمی ایران در اواخر سال ۱۳۹۲ صورت گرفته است. این خرابکاری در حوزه تعمیرات نیمه‌اساسی نیروگاه بوشهر توسط یکی از شهروندان خارجی صورت گرفت و وی می‌خواست اختلالی در فرآیند فعالیت نیروگاه ایجاد کند. به گفته‌ی وی “خوشبختانه این فرد شناسایی، با او برخورد و در ‌‌‌نهایت با همکاری مبادی مربوطه به موجب قوانین و پروتکل‌های مورد توافق از کشور اخراج شد‌ه است”. (تابناک، ۲۵ شهریور ۱۳۹۳) این فرد خواه روس باشد و خواه اوکراینی (احتمال روس بودن وی بیشتر است) در هر حال مزایای کنسولی برای شهروندان عادی یک کشور یا همکاران آن در نظر گرفته شده است.

در مورد محاکمه‌ی این فرد به اتهام خرابکاری هیچ خبری در رسانه‌های کشور منتشر نشده است. اگر این فرد امریکایی یا بریتانیایی بود تا کنون ده‌ها بیانیه از سوی گروه‌های ضد امریکایی ایرانی در داخل و خارج کشور (ملی‌گرایان، اسلامگرایان، سوسیالیست‌ها) در نقض استقلال کشور صادر شده بود اما استقلال‌طلبان روسوفیل حساسیتی به روس‌ها در این مورد ندارند.

سیلی می‌زنند بدون هزینه

در بهمن ۱۳۸۸، رییس وقت سازمان هواپیمایی کشوری پس از سیلی زدن یک خلبان روس به گوش رییس هواپیمایی “تابان” گفت: “با توجه به اینکه خلبان شرکت هواپیمایی تابان که روز گذشته در فرودگاه مشهد دچار سانحه شد، روسی است و گواهینامهاش را از سازمان هواپیمایی روسیه اخذ کرده، از نظر اقدامات انضباطی و تنبیهی، تابع قوانین سازمان هواپیمایی روسیه است و نمی‌توانیم اقدامات قانونی بر اساس مقررات کشورمان را علیه این خلبان به کار گیریم.” (ایسنا ۵ بهمن ۱۳۸۸) وی اضافه کرد: “سازمان هواپیمایی کشوری پس از بررسی سانحه، نتیجه را به سازمان هواپیمایی روسیه اعلام می‌کند و تدابیر انضباطی و آموزشی مورد نیاز را روس‌ها اعلام خواهند کرد؛ چراکه خلبان روسی است و نمی‌توانیم اقدامات قانونی براساس مقررات کشورمان را علیه این خلبان به‌کار گیریم.” (همان‌جا)

او نمی‌گوید چه چیزی مانع از پی‌گیری حقوقی این موضوع در داخل کشور است: قراردادی خاص با شرکت‌های روسی (که متن آن منتشر نشده) یا کاپیتولاسیون دوفاکتو (نانوشته)؟ این یعنی پذیرش صریح و شفاف کاپیتولاسیون روسی با همان توجهیاتی که در برابر انواع دیگر کاپیتولاسیون مطرح می‌شده است.

البته وقتی رییس سازمان هواپیمایی کشوری، خود در مجلس به صورت رییس شرکت هوایی “تابان” سیلی می زند (الف، ۵ بهمن ۱۳۸۸) می توان انتظار داشت در برابر سیلی خلبان روس عکس‌العملی مشاهده نشود.

فروش مشروبات الکلی

موارد دیگری از کاپیتولاسیون نوع روسی در سال‌های اخیر مشاهده شده است. بنا به گفته‌ی برخی شهروندان بوشهری به نویسنده‌ی این مطلب در دهه‌ی ۱۹۹۰ (از بعد از آنش بی‌خبرم)، کارکنان و کارگران روس در سال‌هایی که در بوشهر بودند آزادانه به وارد کردن و فروش مشروبات الکلی به شهروندان ایرانی اشتغال داشته‌اند که اگر این کار توسط شهروندان ایرانی و کشورهای اروپایی صورت می‌گرفت بلافاصله با آنها برخورد می‌شد. جمهوری اسلامی در دو دهه‌ی گذشته خواهان تنش در روابط میان خود و روسیه نبوده و از همین جهت حتی اگر یک شهروند روس برای تخلفی بازداشت شود بعد از مدت کوتاهی با مداخله‌ی وزارت خارجه به سرعت و بدون تفهیم اتهام یا پی‌گیری آزاد می‌گردد.

نظام بدون اصول

علی‌رغم ادعای اصولگرایی بخشی از نیروهای سیاسی هوادار رژیم، اصلی از اصول مورد اعتقاد و باور مقامات جمهوری اسلامی نیست که توسط خود آنها در سطحی گسترده یا به شکلی معنادار نقض نشده باشد. از این جهت، زیر پا گذاشتن مخالفت با کاپیتولاسیون در برابر روس‌ها نباید چندان مایه‌ی شگفتی باشد. آنها با ادعاهای دیگر خود مبنی بر عدالت، دست‌پاکی، عدم دروغگویی و تقلب، معنویت، ریاضت، کمک به فقرا، و عدم تعرض و دسترسی به بیت‌المال نیز عینا همین کار را کرده‌اند.

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید