گری کاسپاروف از «زمستان» پوتین می‌گوید؛ گفتگوی نابغه پیشین شطرنج جهان با مجله سیاست خارجی

Kasparov-Garry

مرکز مطالعات لیبرالیسم – تقاطع: حاکمیت پوتین در سال‌های اخیر به طور فزاینده‌ای خشونت‌آمیز شده که ویژگی‌های اصلی آن سرکوب سیاسی و سیاست خارجی تهاجمی است. “مجله سیاست جهانی” با‌ گری کاسپاروف، قهرمان پیشین شطرنج جهان و مخالف سیاسی ولادمیر پوتین در خصوص تحولات اخیر در دوره زمام‌داری او به گفتگو نشسته است. آقای کاسپاروف به تازگی کتابی را با عنوان «زمستان می‌آید: چرا باید جلوی ولادیمیر پوتین و دشمنان جهان آزاد گرفته شود» منتشر کرده است.

مجله سیاست جهانی: شما در کتاب‌تان سوالی را که در سال ۲۰۰۵ از یک مقام اتحادیه اروپا پرسیده بودید یادآوری می‌کنید: «چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا اروپا مانند یک رهبر دموکرات با پوتین رفتار نکند؟ باید همه احزاب مخالف ممنوع شوند؟ یا شاید لازم است آن‌ها به مردم در خیابان‌ها شلیک کنند؟» حالا که احزاب اپوزیسیون در روسیه ممنوع شده‌اند و بوریس نمتسوف (معروف‌ترین چهره سیاسی لیبرال در روسیه) در فوریه ۲۰۱۵ کشته شد، اتحادیه اروپا و آمریکا هنوز اقدامات عمده‌ای برای ایستادن در مقابل پوتین انجام نداده‌اند. از شما می‌پرسیم: چه اتفاق دیگری باید بیفتد تا اروپا و آمریکا از رفتار کردن با پوتین به مثابه یک فرد دموکرات دست بکشند؟

گری کاسپاروف: تصور نمی‌کنم آن‌ها دیگر با پوتین به عنوان یک فرد دموکرات برخورد می‌کنند. ما مطمئنا شاهد تغییر عمده‌ای در ارزیابی -ولی نه رفتار- نسبت به پوتین بوده‌ایم. فکر می‌کنم امروز بر خلاف سال‌های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶، آن‌ها می‌دانند پوتین یک دیکتاتور بی‌رحم است. در گذشته، آن‌ها فکر می‌کردند روسیه می‌تواند یک دموکراسی شکننده باشد و پوتین بهترین گزینه‌ای است که روسیه می‌توانست نسبت به او امیدوار باشد. آن‌ها حالا می‌دانند که پوتین قادر به کشتن مردم و حمله به کشورهای همسایه است ولی به خاطر این نتیجه‌گیری که بر هم زدن وضع موجود می‌تواند زیان‌بار‌تر از کوتاه آمدن در مقابل پوتین باشد، هم‌چنان راهی برای مقابله آشکار با او نمی‌بینند. ما این وضعیت را در افشاگری‌های اخیر نسبت به قتل لیتویننکو و واکنش دولت هلند به تراژدی سقوط هواپیمای‌ ام.اچ۱۷ شاهد بودیم. آن‌ها می‌دانند پوتین کیست ولی اراده سیاسی برای مقابله با او به شکل شایسته و بایسته وجود ندارد.

مجله سیاست جهانی: در این مقطع، چه اتفاقی باید بیفتد تا غرب را به مقابله با اقدامات پوتین وادار کند؟

گری کاسپاروف: کاش می‌دانستم. همه ما شاهد لیست بلندبالا و دردناکی از موارد «پوتین این کار را نخواهد کرد» بودیم. ما دیدیم که یکی پس از دیگری، او از همه مرز‌ها عبور کرد و همه خطوط قرمز را زیر پا گذاشت. با توجه به فقدان اراده سیاسی و ضعف ذاتی در بین رهبران سیاسی اروپا و آمریکا، نگران هستم اقدامات شدید پوتین تا زمانی که رهبران آمریکا و یا وضع عمومی در اروپا تغییر پیدا نکنند بی‌پاسخ بماند. ممکن است باز هم اقدامات پوتین تکرار شود زیرا او قطعا در حال آزمودن این حد و مرز‌ها است ولی نمی‌دانم این حد و مرز‌ها کجا است.

مجله سیاست جهانی: در حال حاضر، قیمت‌های نفت رو به سقوط بوده و روبل به طور روزانه در حال از دست دادن ارزش خود است، این در آینده، برای پوتین و روسیه به چه معنا است؟

گری کاسپاروف: طبیعتا پوتین دیگر هرگز نخواهد توانست به راحتی گذشته به خرج کردن پول بپردازد. در عین حال، می‌توانم درک کنم او به دنبال راه‌حل‌های غیرمتقارن است چرا که اقتصاد روسیه هرگز به سطحی که پوتین بتواند محبوبیت خود در سال ۲۰۰۵ را بازیابی کرده و به عنوان رهبری دیده شود که ثبات اقتصادی را احیا و رفاه جدیدی را برای طبقه متوسط روسیه به ارمغان آورد، نخواهد رسید. در حال حاضر، تنها ابزارهایی که در دست پوتین باقی مانده‌اند همگی به تبلیغات و تجاوز خارجی مربوط می‌شوند. به همین خاطر، نگرانی من این است که سقوط بیشتر اقتصاد روسیه، پوتین را به در پیش گرفتن رویکردی تهاجمی‌تر در خارج و سرکوب شدید‌تر در داخل ترغیب کند.

مجله سیاست جهانی: آیا فکر می‌کنید قیمت پایین نفت بر مداخله روسیه در سوریه تاثیر خواهد گذاشت؟ آیا پوتین می‌تواند در این مقطع از پسِ هزینه‌های بلندپروازی‌های سیاست خارجی گسترده خود بربیاید؟

گری کاسپاروف: وقتی فردی با کاهش درآمد روبرو می‌شود می‌توانیم ببینیم کسری بودجه چگونه در اولویت‌ها منعکس می‌شود. اولویت‌های پوتین به اقتصاد روسیه و یا رفاه شهروندان روسیه ارتباطی ندارد. مشاهده می‌کنیم او حتی در دوره تنگنای اقتصادی نیز هم‌چنان برای ارتش، دستگاه امنیتی و ماشین تبلیغاتی خود پول خرج می‌کند. فکر می‌کنم این بدون تردید یک بودجه جنگی است. تصور نمی‌کنم هیچ بحرانی پوتین را وادار به‌‌ رها کردن داوطلبانه عملیات در سوریه و یا حضور نظامی در اوکراین کند.

مجله سیاست جهانی: با توجه به اینکه پوتین نقش کلیدی و فعالانه‌ای در بحران سوریه ایفا می‌کند، به باور شما این وضع به چه صورت پیش خواهد رفت و ائتلاف غربی چه کاری باید انجام دهد؟

گری کاسپاروف: سوریه، پیروزی سیاسی مهمی برای پوتین محسوب می‌شود. بحران سوریه را نمی‌توان با حفظ دوست پوتین، یعنی بشار اسد در قدرت حل و فصل کرد و رژیم آدمکش اسد سرچشمه اصلی خشونت در منطقه است. با این وجود، قدرت‌های غربی ضمن همکاری با پوتین، با او به عنوان بخشی از راه‌حل و نه مشکل اصلی رفتار کردند و در حالی که غرب در حال گفتگو درباره راه‌حل‌های دیپلماتیک است هواپیماهای پوتین به جای داعش، در حال بمباران و نابود کردن نیروهای اپوزیسیون هستند. پوتین مطمئنا در تغییر دادن نقش خود در امور جهانی موفق شده است و دیگر نه به عنوان یک فرد منفور بلکه تبدیل به بازیگری بزرگ شده است که نمی‌توان او را نادیده گرفت. بحران پناهندگان از پیامدهای اقدامات تهاجمی پوتین در سوریه است. هر چه پناهندگان بیشتری روانه اروپا شوند اعتبار و جایگاه گروه‌های شدیدا ملی‌گرا در اروپا تقویت خواهد شد. همه این گروه‌ها طرفدار پر-و-پا-قرص پوتین هستند و برخی از آن‌ها به طور مستقیم تحت حمایت مالی مسکو قرار دارند. هم‌زمان با قدرت‌یابی سیاسی نیروهایی مانند “جبهه ملی” در فرانسه، احتمال برداشته شدن تحریم‌ها -که برای بقای سیاسی پوتین در روسیه کاملا حیاتی است- روزبه‌روز بیشتر می‌شود.

مجله سیاست جهانی: فکر می‌کنید پوتین برنامه‌ای برای چگونگی خروج نهایی روسیه از باتلاق خاورمیانه دارد؟

گری کاسپاروف: فکر نمی‌کنم پوتین در موقعیتی باشد که برنامه بلندمدتی اتخاذ کند زیرا او امروز به فکر بقای خود است. راهبرد خروج، یک امتیاز است و برای دموکراسی‌ها ضرورت دارد. هر دولتی باید برای سربازانی که در آن سوی مرز‌ها به جنگ فرستاده شده‌اند مسوولیت‌پذیر باشد و رهبران باید در این زمینه به پارلمان، رسانه‌ها و عموم مردم گزارش دهند ولی پوتین به کسی گزارش نمی‌دهد. او تا زمانی که در کرملین باشد در سوریه باقی می‌ماند زیرا دیکتاتور‌ها هیچ نشانه‌ای از ضعف را روی بر نمی‌تابند. عقب‌نشینی (و خروج نیرو‌ها) برای پوتین به عنوان گزینه مطرح نیست. بلافاصله پس از اینکه پوتین از نظر بین‌المللی عقب‌نشینی کند ممکن است با چالش هم‌قطاران خود در داخل روسیه روبرو شود. دیکتاتور‌ها همواره باید آن‌چه را که در پشت سرشان در حال روی دادن است رصد کنند زیرا به محض این‌که به دوستان و هم‌قطاران خود پشت کنند بسیار آسیب‌پذیر خواهند بود.

مجله سیاست جهانی: با ارجاع به عنوان کتاب شما، زمانی که عملا زمستان به اروپا و اوکراین می‌آید آیا روسیه گاز خود را به روی آن‌ها قطع خواهد کرد؟

گری کاسپاروف: حتی زمانی که این کتاب نوشته می‌شد، وابستگی اروپایی‌ها به گاز روسیه بسیار کمتر از وابستگی روسیه به بازار اروپایی بود. دو سال پیش، مشتریان اروپایی حدود یک‌سوم از تولیدات نفتی و گازی را از روسیه تامین می‌کردند در حالی که روسیه ۸۰درصد از نفت و گاز خود را به اروپا صادر می‌کرد. به طور طبیعی، روسیه چیزهای بیشتری برای از دست دادن داشت. اروپا از دیرباز درباره کاهش وابستگی خود در حال گفتگو بود. ما شاهد برخی اقدامات هستیم ولی اخیرا دیدیم آلمان در حال توافق جداگانه با روسیه برای خط لوله دوم در نورد-استریم است. فکر می‌کنم در اینجا مساله حفظ وضع موجود سیاسی و تجاری مطرح است و به نفع سیاست‌مداران اروپایی و روسای شرکت‌های اروپایی است تا پیوندهای شخصی بسیار قدرتمندی با کرملین ایجاد کنند.

مجله سیاست جهانی: بگذارید بگوییم اروپا می‌خواهد روسیه را تضعیف کند. اروپا برای دور کردن خود از گاز روسیه چه کاری می‌تواند انجام دهد؟

گری کاسپاروف: فرصت‌هایی برای کار کردن بر روی پروژه انتقال گاز آذربایجان و ترکمنستان از طریق ترکیه وجود دارد. یکی از بهترین گزینه‌ها می‌تواند ایجاد خط لوله‌ای از قطر باشد ولی در آن صورت لازم است بحران سوریه حل و فصل شود و این احتمالا یکی از دلایلی است که چرا روسیه از خود سرسختی نشان می‌دهد تا مطمئن شود این مساله (حل بحران سوریه) هرگز صورت نگیرد. من هم‌چنان معتقدم نروژ می‌تواند تولید خود را افزایش دهد و گاز شمال آفریقا هم وجود دارد. این به اراده سیاسی و سیاست جامع و بلندمدتی مربوط می‌شود تا تضمین کند اروپا هرگز توسط هیچ یک از تامین‌کنندگان گاز مورد اخاذی سیاسی قرار نگیرد.

مجله سیاست جهانی: انتخابات آمریکا در سال جاری برگزار خواهد شد. شما به شکست اوباما در فرستادن پیامی قوی به پوتین در نخستین سال‌های ریاست جمهوری‌اش اشاره کردید. اوباما در کجا اشتباه کرد؟ رییس جمهوری بعدی آمریکا چه کاری باید انجام دهد تا پیامی به پوتین فرستاده به او بگوید «عقب‌نشینی کن»؟

گری کاسپاروف: معتقدم مشکل فقط روسیه نیست. رییس جمهوری بعدی باید به سختی کار کند تا اعتماد را به سیاست خارجی آمریکا بازگرداند چرا که سیاست خارجی اوباما خلاء بسیار خطرناکی در سطح جهانی ایجاد کرد. در حالی که دوستان آمریکا اعتماد خود را به ایالات متحده از دست دادند، دشمنان جهان آزاد، به خاطر بی‌عملی و فقدان اراده آمریکا برای مشارکت فعالانه در امور جهانی جسارت پیدا کردند. در ارتباط با پوتین، آمریکا همچنان ابزارهای غیرنظامی و قدرتمند مختلفی برای متوقف کردن اقدامات تهاجمی او دارد. روسیه به بازارهای مالی خارجی وابسته است و همین تحریم‌های ملایم امروز هم برای اقتصاد آن بسیار دردناک هستند. به همین خاطر پوتین تلاش می‌کند توانایی خود را برای‌‌ رها شدن از این تحریم‌ها را به نمایش بگذارد. بنابراین بسیار اهمیت دارد تا زمانی که روسیه به اشغال سرزمین‌های اوکراین ادامه می‌دهد این تحریم‌ها پابرجا بمانند. معتقدم سیاست خارجی آمریکا نیازمند یک چشم‌انداز بلندمدت است. زمان آن رسیده تا درباره آینده جهان گفتگو کنیم، چگونه می‌توانیم نهادهای جدیدی برای حصول اطمینان از عدم نقض معاهدات بین‌المللی -به شکل فاحشی که پوتین در کریمه انجام داد- بسازیم. آمریکا نیاز دارد ائتلافی در اروپا و دیگر نقاط جهان ایجاد و اعتماد متحدان خود را بازیابی کند و مطمئن شود دشمنان جهان آزاد درک کنند آمریکا دیگر به صورت منفعلانه در حال تماشای خیزش آن‌ها نیست.

مجله سیاست جهانی: شما به طور پیوسته در کتاب‌تان اشاره می‌کنید رویارویی با پوتین اجتناب‌ناپذیر است. چرا این را می‌گویید؟

گری کاسپاروف: اجتناب‌ناپذیر است زیرا رویارویی با پوتین تنها راه در قدرت ماندن او است. هر دیکتاتوری نیاز به یک افسانه دارد تا بگوید پس از چندین سال و در حالی که اقتصاد در وضعیت بدی قرار دارد چرا او هنوز در قدرت است. پیش‌بینی می‌کنم پوتین مناطق بحرانی بیشتری ایجاد می‌کند تا قدرت خود را توجیه کند. هم پوتین و هم دیگر قاتلان و تروریست‌ها و دیکتاتور‌ها باید سیاست رویارویی با جهان آزاد را ادامه دهند. به محض اینکه آن‌ها بایستند، توسط مردم خود مورد سوال قرار خواهند گرفت؛ چرا که این رژیم‌ها قادر به ایجاد استانداردهای بالای زندگی و یا رقابت با جهان آزاد نیستند.

مجله سیاست جهانی: شما گفته‌اید که ممکن است پوتین تلاش کند مناطق بحرانی جدیدی ایجاد کند. آیا هر گونه پیش‌بینی به خصوصی در مورد محل آن دارید؟

گری کاسپاروف: فکر می‌کنم او در مقطع کنونی بر برنامه خود در سوریه متمرکز خواهد بود. پوتین در حال حاضر هیچ‌گونه نفعی در از سرگیری جنگ در اوکراین نمی‌بیند چرا که مشکلاتی در کریمه و در خصوص تدارکات دارد و اولویت اصلی، برداشته شدن تحریم‌ها است. در چند ماه آینده ممکن است پوتین بازی آرامی را در پیش بگیرد زیرا بر این باور است که برخی از اهدافش از طریق دیپلماسی قابل دستیابی است. تا زمانی که اوباما، مرکل و کامرون علاقمند به شرکت در بازی پوتین هستند ممکن است او از اتخاذ هر اقدام شدیدی پیش از برداشته شدن تحریم‌ها خودداری کند. البته من نمی‌خواهم این احتمال را منتفی بدانم که با وخامت اوضاع در روسیه، ما می‌توانیم انتظار داشته باشیم پوتین با ایجاد یک منطقه بحرانی دیگر، توجهات را به سمت دیگری هدایت کند. هرگونه پیش‌بینی در خصوص رو آوردن پوتین به همکاری، تجارب تاریخی را نادیده می‌گیرد. دیکتاتور‌ها پس از دوره نخست حکم‌رانی خود که برای تحکیم قدرت‌شان نیاز به دوست دارند به نقطه‌ای می‌رسند که نیاز به دشمن دارند. پوتین نیاز به دشمن دارد تا حاکمیت نامحدود خود در روسیه را توجیه کند. از آن‌جایی که در داخل روسیه دشمنی برای او باقی نمانده است پوتین در خلق دشمن مهارت خوبی دارد. 

مجله سیاست جهانی: در نگاهی به گذشته، حمله به اوکراین برای پوتین آسان بود. آیا فکر می‌کنید او همچنان عزمی جدی برای حمله بالقوه به کشورهای استونی و لتونی خواهد داشت؟

گری کاسپاروف: به میزان درماندگی و استیصال پوتین بستگی دارد. در حال حاضر فکر می‌کنم بعید است زیرا دیپلماسی در راستای لغو تحریم‌ها در حال کارگر افتادن است که به طبقه حاکمه روسیه نشان خواهد داد پوتین تا حد زیادی زمام امور را در دست دارد. برداشته شدن تحریم‌ها پیروزی سیاسی عمده‌ای برای پوتین خواهد بود. به همین خاطر اگر او از این نتیجه خرسند است می‌تواند مکثی داشته باشد. البته ممکن است این مکث و توقف خیلی طولانی نباشد چرا که اقتصاد روسیه احتمالا رو به بهبودی نگذاشته و او آزادی پول خرج کردن به مانند گذشته را نخواهد داشت. با این وجود، در صورتی که پوتین همچنان درمانده باشد، تحت هیچ شرایطی حملات احتمالی به لتونی و استونی را منتفی نمی‌دانم.

مجله سیاست جهانی: ایالات متحده و ناتو چه کاری باید انجام دهند؟ آیا آن‌ها نیاز به همکاری روسیه در خصوص مبارزه با داعش و یا مواجهه با دیگر چالش‌های جهانی را ندارند؟

گری کاسپاروف: نه. این بسیار آشکار است که روسیه در حال جنگیدن با داعش نیست. پوتین در سوریه است تا برنامه خود را پیش ببرد. روسیه، اسد و ایران بخشی از راه‌حل نیستند بلکه بخشی از مشکل اصلی در منطقه هستند. حتی این بر کسی پوشیده نیست که هواپیماهای پوتین به مواضع داعش حمله نمی‌کنند و منفعت پوتین در سوریه با منافع قدرت‌های غربی و مردم سوریه در تضاد است. در صورتی که جهان آزاد هر چه زود‌تر این بازی‌ها را متوقف کند برای همگان بهتر خواهد بود. معتقدم تنها راه حل بحران پناهندگان سوریه از بین بردن داعش، آزاد کردن سوریه و بازگرداندن پناهندگان است. برای دستیابی به این هدف، غرب باید متوجه شود تا زمانی که سربازان روسیه در سوریه باقی بمانند راه‌حلی برای بحران سوریه وجود نخواهد داشت.

مجله سیاست جهانی: به دنبال تحولات میدان بولوتنیا (یکی از بزرگ‌ترین تظاهرات ضد دولتی در روسیه در سال ۲۰۱۲)، چرخش قدرت پوتین-مدودف-پوتین، قتل نمتسوف، ماجراهای “پوسی رایت” (گروه اعتراضی تشکیل‌شده توسط چند فمنیست روس) و چندین نمونه دیگر از موارد سرکوب، آیا هنوز امیدی برای تغییر در داخل روسیه باقی مانده است؟ یک “یورومیدان” (تظاهرات مردمی که باعث برکناری یانوکویچ رییس جمهور پیشین اوکراین شد) در میدان سرخ؟ آیا برای مردم روسیه که توسط رسانه‌های این کشور کور شده‌اند راحت‌تر نخواهد بود که به سمت و سوی ترس و یا بی‌علاقگی سوق پیدا کنند؟

گری کاسپاروف: فکر نمی‌کنم روسیه بدون پشت سر گذاشتن یک دوره خشونت گسترده، بتواند به سمت جلو حرکت کند. دیکتاتوری پوتین نمی‌تواند با گرایش‌های خودکامه ابرازشده توسط یانوکویچ قابل مقایسه باشد و این دیکتاتوری از طریق انتخابات ناپدید نخواهد شد. معتقدم این دیکتاتوری در نتیجه قیام گسترده یک ملت از-جان‌گذشته و دودستگی میان طبقه حاکم از بین خواهد رفت. من خرسند نیستم این را به شما بگویم و نمی‌خواهم شاهد خشونت بیشتری در روسیه باشم ولی این کشور به نقطه‌ای رسیده است که یک وضعیت خشونت‌آمیز اجتناب‌ناپذیر است. در خصوص اینکه پیرو این وضعیت خشونت‌آمیز چه اتفاق خواهد افتاد اطلاعی ندارم. بر طبق آن‌چه از کتاب‌های تاریخ خوانده‌ام می‌دانم رژیم‌هایی مانند پوتین هر چه بیشتر در قدرت بمانند عواقب وخیم‌تری وجود خواهد داشت. برای افرادی که نگران هستند سقوط امروز پوتین می‌تواند منجر به پیامدی منفی و یا خشونتی گسترده شود، فردا وضعیت بد‌تر خواهد شد و پس‌فردا می‌تواند فاجعه‌ای جهانی شود. به نفع همگان است که دیکتاتوری همه‌جانبه و تک‌نفره پوتین چندان طولانی دوام نیاورد تا مشکلاتی که روسیه و کشورهای همسایه این کشور را آزار می‌دهد به سراسر جهان گسترش پیدا نکند.

مجله سیاست جهانی: در بخش نتیجه‌گیری کتاب «زمستان می‌آید»، شما می‌گویید مهم‌ترین مساله، تامین مالی و تقویت آموزش جامع کودکان است. نظام آموزشی روسیه چگونه است و آیا راهی وجود دارد که نسل بعدی به سرشت حقیقی روسیه پوتین پی ببرد؟

گری کاسپاروف: تا جایی که من می‌فهمم، بحران کلی در روسیه به بخش آموزش این کشور هم آسیب زده است. تا زمانی که ما دولتی داریم که دستگاه نظامی و امنیتی و البته تبلیغاتی را اولویت‌های خود می‌داند، من راهی برای بهبود عمده نظام آموزشی روسیه نمی‌بینم. تبلیغات زهرآگین رژیم پوتین همچنین تاثیرات بسیار منفی بر روی ذهن نوجوانان می‌گذارد.

مجله سیاست جهانی: عنوان کتاب شما ارجاعی به “بازی تاج و تخت” (Game of Thrones) دارد. در بخش “نبرد پادشاهان” (A Clash of Kings)، که دومین رمان از این مجموعه است. جاسوس بزرگ “وِریس”، معمایی را مطرح می‌کند: «یک کشیش، یک پادشاه و یک مرد ثروتمند در کنار هم ایستاده‌اند و هر کدام به یک شمشیرباز دستور می‌دهند دو نفر دیگر را بکشد. این شمشیرباز از کدام‌یک از این سه نفر فرمانبری خواهد کرد؟» پاسخ ساده “وریس” این است که «قدرت در جایی می‌ماند که مردم فکر می‌کنند می‌ماند». در روسیه چرا مردم فکر می‌کنند قدرت در دستان پوتین می‌ماند؟

گری کاسپاروف: در این کتاب تلاش کرده‌ام اشتباهات صورت‌گرفته و این‌که چرا پوتین توانست تبدیل به پوتینی شود که امروز می‌شناسیم توضیح دهم. پاسخ دادن به این پرسش را به مورخان واگذار می‌کنم چرا که من بیشتر به آن‌چه پس از پوتین روی می‌دهد علاقه‌مند هستم. فکر می‌کنم برای اینکه روسیه بتواند به بقای خود ادامه دهد باید تغییر اساسی در قرائت خود ایجاد کند. احساس می‌کنم روسیه هم‌چنان این پتانسیل را دارد تا به دنبال هویت خود بگردد؛ نه هویت امپراتوری بلکه کشوری که بخشی از فرهنگ و تمدن اروپا شده است و در ‌‌نهایت، نقش مثبتی در امور جهانی ایفا کند.

————————————–

ترجمه در مرکز مطالعات لیبرالیسم

بیشتر بخوانید:

۱ Response

  1. هومن می‌گه:

    پوتین کارش درسته ، شما و کاسپارف هم زوره زیادی نزنین واستون خوب نیست +)))

نظرتان را بنویسید