از عامه‌گرایی احمدی‌نژاد تا عامه‌گرایی روحانی: اتلاف منابع در توزیع دولتی کالا و خدمات

مجید محمدی

mohamadi_majid

دولت احمدی‌نژاد در اوج درآمدهای نفتی و بالاخص در دوران انتخابات به توزیع سیب‌زمینی مجانی در کشور اقدام می‌کرد تا اقشار فقیر را به حمایت از خود جلب کند. این دولت همچنین به توزیع پول نقد در سفرهای استانی و تحت عنوان جایگزین یارانه‌ها می‌پرداخت. این سیاست‌ها برای آشتی میان دولت و ملت در شرایط سرکوب شدید انجام می‌گرفت و برای بیان این نکته که دولت غمخوار تغذیه یا رفاه مردم است.

دولت روحانی نیز تا کنون چندین بار بسته‌های مواد غذایی مجانی میان برخی از اقشار توزیع کرده است (آخرین آن‌ها در آذر ۱۳۹۴). این دولت دو روز از سال را با دادن سوبسید به سالن‌های سینما برای عموم مردم مجانی کرد با این توجیه که می‌خواهد میان مردم و سینما آشتی دهد گویی که مردم از سر لج‌بازی با سینما قهر کرده‌اند. یکی از بارز‌ترین تصمیمات عامه‌گرایانه‌ی دولت، برنامه‌های کوتاه‌مدت تحت عنوان «برنامه تسریع خروج از رکود» یا پرداخت وام خرید کالا به ۳۵۰ هزار ایرانی است. نمونه‌ی این تصمیمات طرح فروش اقساطی خودرو با فرض فروش صد هزار دستگاه با پرداخت ۲۵ میلیون تومان تسهیلات برای هر خودرو است که طی آن، رقمی حدود ۲۵۰۰ میلیارد تومان از منابع بانک مرکزی تحت پوشش خط اعتباری و به اسم مدیریت منابع بانک‌ها به جامعه تزریق شد. نمونه‌ی دیگر، توزیع کارت‌های اعتباری تا سقف ۱۰ میلیون تومان برای خرید کالای داخلی است.

این سیاست‌های عامه‌گرایانه چه تاثیری دارد؟ آیا به کشاورزان و سینماداران و سینماگران و خودروسازان و مردم عادی کمکی کرده و خواهد کرد؟

چهار ویژگی عامه‌گرایی

عامه‌گرایی یا پوپولیسم چهار ویژگی عمده دارد: 

نخست آن‌که بر امور پر سر و صدا در جامعه متمرکز است مثل مجانی کردن تماشای فیلم در سالن‌های سینما یا مجانی کردن مترو در روزهایی از سال یا دادن ساندیس و کیک در تظاهرات و توزیع برنج و روغن مجانی در فروشگاه‌های مناطق پرجمعیت. این امور، صف‌های طولانی درست می‌کند و سر-و-صدای‌شان در رسانه‌ها منعکس می‌شود در حالی که اگر دولت مثلا همه‌ی معلولان را تحت بیمه‌ی بهداشت و درمان قرار دهد یا کارت غذا به اقشار کم‌درآمد بدهد این سر و صدا ایجاد نمی‌شود.

دوم آن‌که عامه‌گرایی به دنبال اهداف کوتاه‌مدت است و نه اهداف میان‌مدت و بلند‌مدت. همه‌ی سینماگران و کشاورزان و اقشار آسیب‌پذیر ایرانی می‌دانند که دو روز سینمای مجانی یا چند روز سیب‌زمینی مجانی یا یک سبد کالای مجانی یا دور روز متروی مجانی هیچ مشکلی را از کشاورزی یا تغذیه یا فرهنگ و هنر و جیب مردم کم‌درآمد کشور حل نمی‌کند. آن‌ها حتی می‌دانند که مجانی شدن تماشای برخی فیلم‌ها یا برخی کالا‌ها به فروش کالاهای دیگر ضرر می‌رساند و در بازار ایجاد اختلال می‌کند.

سوم آن‌که عامه‌گرایی نتیجه‌ تمرکز حکومت بر تبلیغات سیاسی است و نه پیروی از سیاست‌های تعیین‌شده در گروه‌های کار‌شناسی. هیچ کار‌شناس سینما یا کشاورزی کشور، نسخه‌هایی مثل سینمای مجانی یا سیب‌زمینی مجانی یا متروی مجانی را نمی‌پیچد. توزیع سبد کالا نیز اگر از سوی برخی کار‌شناسان پذیرفته شود در برابر سیاست بد‌تر توزیع پول نقد است. در هیچ گزارش مراکز تحقیقاتی کشور توصیه نشده است که باید یک کالا را به طور مجانی عرضه کرد یا دولت برای خرید کالا وام بدهد. این اقدامات نتیجه‌ی تصمیمات عجولانه و تبلیغات‌محور مدیران اجرایی است.

و چهارم آنکه با ایجاد تقابل مصنوعی میان توده و نخبگان، یا مردم و کار‌شناسان، نظرات و ایده‌های مبتنی بر تحقیق و آینده‌نگری را به حاشیه می‌راند. عامه‌گرایان، چنان در مورد نظرات کار‌شناسی سخن می‌گویند که گویی کار‌شناسان، همه در خدمت کارفرمایان و صاحبان شرکت‌ها هستند و ایده‌های آن‌ها از منافع‌شان بر می‌خیزد. امروز اگر کسی با سیب‌زمینی مجانی یا سینمای مجانی یا سبد مجانی کالا و نحوه‌ی توزیع آن، که بخشی از عملیات ایجاد سر-و-صدا است، مخالفت کند از نگاه عامه‌گرایان به مقابله با توده و رفاه همگانی متهم می‌شود. 

پنهان کردن مشکلات واقعی

مشکل مجانی کردن سیب‌زمینی و سینما و سبد کالا و مترو آن است که مشکلات واقعی در پس پرده‌ی رونق و رفاه مصنوعی پنهان خواهد ماند. به عنوان نمونه، مشکل سینمای ایران عدم توان مردم در پرداخت بلیط سینما نیست؛ مشکل در:

سانسور شدید فیلم‌ها و حتی فیلم‌های مجوزدار (تا حد توقیف شدن ۲۰۰ فیلم دارای مجوز ساخت و تولید شده در ۸ سال دولت احمدی‌نژاد)، 

تزریق بودجه‌های دولتی به خودی‌های حکومت در دولت‌های متفاوت، 

نظارت چندلایه و نفس‌گیر (از تصویب فیلمنامه تا مجوز ساخت و از مجوز اکران تا مجوز پوستر)، 

محدویت نمایش فیلم‌های خارجی و غیر رقابتی کردن صنعت سینما در کشور، و 

محدود کردن سینماگران ایرانی در تعامل با دنیای خارج است.

در کشوری که هرگونه اتومبیل خارجی لوکس و گران‌قیمت با توجیه رقابتی کردن بازار، وارد می‌شود چرا نباید فیلم‌های خارجی روز و عامه‌پسند (با اتکا بر نظریه‌ی توطئه در این مورد تحت عنوان تهاجم فرهنگی) به نمایش درآیند؟ به دلیل همین سیاست‌های رانتی، تمرکزگرایانه و محدودکننده است که سالن‌های سینما از ۴۵۰ در سال ۱۳۵۷ (برای ۳۵ میلیون نفر) به حدود ۲۰۰ سالن فعال در سال ۸۹ (برای ۷۵ میلیون نفر) کاهش یافت. ۴۰۰ شهر کشور با جمعیت بالای ۱۰۰ هزار نفر سالن سینما ندارد (تابناک، ۲۱ بهمن ۱۳۸۸).

فروش ۱۰۰ هزار خودروی بی‌کیفیت که بدون وام‌های دولتی خریده نمی‌شدند چه کمکی به حمل‌-و-نقل کشور غیر از آلودگی بیشتر می‌کند؟

مشکل تغذیه‌ی مردم ایران نیز با توزیع سیب‌زمینی یا سبد کالا حل نمی‌شود. کنترل تورم بالای ۶۰ درصدی اقلام خوراکی در یک دوره، افزایش قدرت خرید مردم، کنترل کیفیت مواد غذایی (با جلوگیری از واردات غذاهای آلوده مثل برنج یا گوشت)، جبران کمبودهای غذایی کودکان در مناطق فقیر، و ایجاد شغل در بخش کشاورزی بالاخص با سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌هاست که مشکل تغذیه‌ی مردم را حل می‌کند. دولتی که امروز یک جنگ تمام‌عیار در سوریه را حمایت مالی می‌کند، منشا فساد و سوءاستفاده است و هزینه‌ی دیوان‌سالاری دینی بسیار پرهزینه و سلطنتی را تماما می‌پردازد با توزیع سیب‌زمینی یا سبد کالا (برنج و روغن و دیگر مایحتاج عمومی) به پنهان کردن مشکل واقعی می‌پردازد.

«همه‌اش را می‌خورند، به‌جز» 

همان‌قدر که توزیع سیب‌زمینی مجانی به رونق تولید و توزیع سیب‌زمینی یا دیگر محصولات کشاورزی در ایران کمک نکرده است سینمای مجانی نیز چنین کارکردی نخواهد داشت.

دولت احمدی‌نژاد با دادن سیب‌زمینی مجانی اتلاف حدود ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی در دوران خود را برای مردم فقیر کوچه و بازار توجیه می‌کرد چون تصور بر این بود که مردم فکر می‌کنند «اگر دولت‌های قبلی همه‌اش را می‌خورند این دولت حداقل یک سیب‌زمینی مجانی می‌دهد». مفروض بودن فساد در ایران به داروهایی مثل کالاهای مجانی برای دلخوش کردن گروه‌هایی از مردم منجر شده است.

در داستان سینما نیز تصور مدیران دولتی این است که مجانی کردن سینما برای دو روز به احتمال زیاد توجیه‌کننده‌ی اختصاص صد‌ها میلیارد تومان بودجه‌های فرهنگی به نزدیکان دولت و سفارشی‌های بیت و خامنه‌ای خواهد بود. بسیاری از شهروندان و کار‌شناسان، همچنان که با نگاه کردن به سیب‌زمینی، اتلاف درآمدهای نفتی (از طریق فساد و امتیاز و خروج سرمایه و سهم‌برداری قدرتمندان) را فراموش نکردند و نمی‌کنند (حتی اگر سیب‌زمینی‌ها یا سبد کالا را بگیرند) با رفتن دو روز به سینما بدون پرداخت برای بلیط، اتلاف منابع دولتی در ساخت فیلم‌های سفارشی یا جشنواره‌های قرانی و مداحی‌ها را هم از یاد نخواهند برد. دولت احمدی‌نژاد نیز سیاست سینمای مجانی را با عرضه‌ی بلیط فیلم‌های خودی‌ها به مراکز دولتی و حکومتی دنبال می‌کرد. اما دولت روحانی این عرضه‌ی بلیط را همانند سیب‌زمینی مجانی به کوچه و خیابان آورد.

اتلاف منابع

نه تنها ارائه‌ی کالای مجانی با تخصیص منابع دولتی و به شکل توده‌وار، اتلاف است بلکه به اتلاف هم منجر می‌شود.‌‌ همان‌طور که سیب‌زمینی‌های مجانی در دوران احمدی‌نژاد زیر پای مردم در خیابان‌ها و میدان‌ها له می‌شد سالن‌های سینمای کشور نیز در هجوم افراد به آن‌ها خسارات زیادی متحمل شدند که در ‌‌نهایت از کیسه‌ی خود آن‌ها خارج می‌شود. دولت در اینجا مقصر اصلی است چون زمینه‌ی اتلاف منابع عمومی را فراهم کرده است. سبد کالای مجانی به جای راه‌اندازی چرخ صنعت و تولید و اشتغال، دولت را به حد یک خیریه و آشپزخانه‌ی سوپ مجانی تقلیل می‌دهد. کالاهای مجانی یا ارزان‌قیمت سوبسیدی نیز برای مصرف‌کنندگان به سرعت به محملی برای دورریزی تبدیل می‌شود (مثل نان که همیشه دورریز آن در ایران بالا بوده است).

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید