تصویری: چهاردهمین هفته تحصن آسیب‌دیدگان از حکومت در مقابل لاستیک دنا

Dena-Tire-Protest-20-Mehr94-2

تقاطع: صبح روز دوشنبه (۲۰ مهر-۱۲ اکتبر) ده‌ها نفر از فعالان مدنی و حقوق بشر، خانواده‌های زندانیان و جان‌باختگان سیاسی، و آسیب‌دیدگان از حکومت، تحصن هفتگی خود در مقابل دفتر مرکزی کارخانه‌ی “لاستیک دنا” را برگزار کردند.

بانیان و برگزارکنندگان این تحصن، دلیل انتخاب دفتر “لاستیک دنا” در میدان ونک تهران به عنوان محل تجمع خود را تعلق آن به محمد یزدی، رییس پرنفوذ مجلس خبرگان رهبری جمهوری اسلامی اعلام کرده‌اند.

محمد نوری‌زاد، محمد ملکی، فریبرز رییس‌دانا، رضا ملک، اکرم نقابی (مادر سعید زینالی)، سیمین‌ عیوض‌زاده (مادر امید علی‌شناس)، و ده‌ها نفر از شاگردان و هواداران محمدعلی طاهری، زندانی عقیدتی محکوم به اعدام از جمله حاضران در تجمع روز دوشنبه بودند.

آقای نوری‌زاد در گزارشی از این تجمع در صفحه‌ی فیسبوکش نوشته: «جلوی ساختمان دفتر دنا را سیاه‌کوبی کرده بودند برای محرم. یک دکه‌ی کتابفروشی هم جلوی دنا دایر کرده بودند با کتاب‌های همین‌جوری. چند مرد جوان چهارشانه و هیکلیِ سیاه‌پوش را هم ایستانده بودند جلوی دنا. که یعنی: بی‌خیال تجمع! ما اما مگر معطل جایی مثل دنا بودیم برای اعتراض؟ که دنا را شیخ محمد یزدی زده بودش زیر بغل و کل کارخانه را کشیده بود بالا همین‌جوری! می‌گویم: وقتی چهار اطراف مملکت را برادران سپاه و جنابان آیت‌الله‌ها و آقا‌زاده‌های‌شان زده‌اند زیر بغل، ما جا برای اعتراض به دزدیِ دزدان فراوان داریم حالا حالا‌ها. شاگردان محمدعلی طاهری کم‌کم آمدند و به ما پیوستند و صف ما رفت به سمت چهارراه جهان کودک. سر آخر در‌‌ همان پیاده‌روی طویل راه‌پیمایی کردیم و از عزیزان زندانی‌مان یاد کردیم و همگی با هم عکس گرفتیم.»

وی در ادامه از شکایت مدیرعامل “لاستیک دِنا” از خود و دریافت احضاریه حضور در دادسرا بعد از پایان این تجمع خبر داده است: «ساعت دوازده که شد، جناب سرگرد لباس‌شخصی مرا کنار کشید و گفت “با هم برویم کلانتری”. رفتیم. در کلانتری کلید انداخت و درِ اتاقش را گشود و داخل شدیم. همکارش نیز آمد. ورقه‌ای به دست من داد و جایی را نشانم داد و گفت: اینجا را امضاء کن. ابلاغیه بود برای حضور در دادسرا. مدیرعامل دنا از من -محمد نوری‌زاد- شکایت کرده بود و قاضی، زمانی را مشخص کرده بود برای تفهیم اتهام و باقی ماجرا. به جناب سرگرد گفتم: من که نمی‌روم. گفت: جلبت می‌کنند. گفتم: من خودم را برای گنده‌تر از جلب مهیا کرده‌ام. همکارِ جناب سرگرد صورت‌جلسه‌ای تنظیم کرد و دو سه تا سوال از من پرسید کتبی. یک این‌که: چرا در مقابل دفتر دنا می‌ایستید؟ نوشتم: در اعتراض به دزدی‌ها و آدم‌کشی‌ها. پرسید: دزدی‌ها و آدم‌کشی‌های چه کسی؟ نوشتم: سپاه و اطلاعات و بیت رهبری. پرسید: برای این ادعا‌هایت سند داری؟ گفتم: سندش ریختِ فعلیِ مملکت!»

ویدئویی از تجمع روز دوشنبه را می‌توانید در صفحه‌ی فیسبوک محمد نوری‌زاد ببینید.

بیشتر بخوانید:

نظرتان را بنویسید